چرا نمی توانی ایده پولساز را پیدا کنی؟

تقریبا یکی از متداول ترین ایمیل هایی که دریافت می کنم در رابطه با پیدا کردن ایده پولساز است.

زمانی که چنین ایمیل هایی دریافت می کنم بسیار متعجب می شوم که چرا بسیار از مردم در پیدا کردن ایده مشکل دارند.

و این در حالی است که مقالات متعددی در این رابطه در سایت نوشته ام.

این مقالات را حتما بخوانید:

چطور بفهمیم ایده کسب و کارمان خوب است یا نه

۹ قدم برای پیدا کردن ایده کسب و کار بر اساس نقاط ضعفی که داری

 

اینکه موضوع برایم خیلی عجیب بود. شروع کردم به زیر رو کردن تمام ایمیل هایی که از این دست نوشته شده بودند به یک موضوع بسیار جالب برخوردم.

موضوعی که تمام دلایل پیدا نشدن ایده پولساز را توجیح می نمود.

 

دلیل اول پیدا نشدن ایده پولساز:

 

اگر مطالب پیشین را خوانده باشی می دانی روش پیدا کردن ایده یا باید بر اساس حل یک مشکل مشخص و آزاردهنده باشد یا باید بر اساس خواسته ها و آرزوی هایمردم باشد.

این موضوع نشان می دهد برای پیدا کردن ایده عالی باید دنبال روشی برای کمک کردن به مردم باشی.

ساده است؟

احتمالا بله اما نه برای همه.

بیا نگاهی به این ایمیل بیاندازیم (این ایمیل بصورت اتفاقی انتخاب شده است)

آیا می دانی مشکل پیدا نکردن ایده این دوست عزیزم در چیست؟

در اینکه در وهله اول دنبال منافع شخصی خودش است. “چطور ایده پولساز پیدا کنم”

هیچ ایده ای در این دنیا وجود ندارد که باعث شود مردم به پولدار شدن تو بیشتر از زندگی خودشان اهمیت بدهند.

 

مهم نیست چندین ساعت، چندین روز، چندین سال به دنبال پیدا کردن ایده پولساز بگردی، این ایده با این نوع طرز تفکر هیچگاه پیدا نخواهد شد( همانطور که تا به الان پیدا نشده است)

اولین قدم برای ثروتمند شدن این است که طرز فکرمان را تغییر دهیم.

منظورم این نیست بنشینیم یک گوشه و بگوییم کائنات لطفا مرا پولدار کن یا بخواهیم با فکر مثبت، پول جذب خودمان کنیم!

وقتی صحبت از تغییر طرز تفکر می شود منظورم این است که به جایی اینکه فقط به خودمان فکر کنیم، بیاییم به این فکر کنیم که چطور می توانیم طوری به مردم کمک کنیم که عاشق ما شوند!

مردم عاشق این هستند که بابت حل کردن مشکلتشان هزینه کنند.

این سناریو را تصور کن.

اسم پسر لاغر داستان ما مثلا علی است. ظاهرش هم مثل عکس زیر است.

تلفن زنگ می خورد.

پشت خط نامزد علی است که می گوید:

علی راستش می خواستم چیزی را بهت بگم فقط نمی دونستم الان موقعیت مناسبی است یا نه؟

علی: آره عزیزم حتما. بگو

نامزد: ببین تو پسر خوبی هستی، قابل اعتماد هستی ولی راستش اون استایلی نیستی که مورد پسند من است.

علی: چرا؟ تو چطوری می پسندی؟

نامزد: اوممم می دونم حتما برای تو دختر های بهتر از منی هم پیدا می شه ولی من یک نفر رو دوست دارم که مردونه باشه. میفهمی منظورمو؟

اینطوری احساس می کنم در آینده هم در عشق بازی به مشکل بر بخوریم. بهتره پس الان جلوشو بگیریم.

علی: نابود می شود! احاساتش جریحه دار می شود. اعتماد به نفسش را از دست می دهد و…

 

اگر تو مربی بدنسازی باشی که کمک می کند افراد لاغر به اندام مناسبی برسند و به علی پیشنهاد کنی که در ازای گرفتن یک میلیون تومان می توانی او را به شرایط ایده آل برسانی، آیا علی پیشنهادت را رد می کند؟

یا دیوانه وار ازت تشکر می کند و با عشق محصولت را تهیه می کند؟

پس اگر می خواهی ثروتمند شوی کافی است مشکلات اساسی مردم را حل کنی و اگر می خواهی درباره مشکلات اساسی مردم بدانی بهتر است در این ۳ دسته به دنبال آن ها بگردی:

 

  1. مشکلات عاطفی و اجتماعی
  2. مشکلات جسمی
  3. مشکلات مالی

البته در دل این سه دسته صدها شاخه دیگر وجود دارد. بطور مثال تهیه دستور غذا رژیمی در دسته مشکلات جسمی قرار دارد.

(چون دستور غذا رژیمی کمک می کند مشکل اضافه وزن حل شود)

یا مشکل کم حرفی در دسته مشکلات عاطفی و اجتماعی قرار می گیرد.

 

 

دلیل دوم پیدا نشدن ایده پولساز:

در این کتاب ۳۰ ایده کسب و کار که همین الان درآمد های میلیون دلاری دارند را معرفی کردم.

اگر به ایمیل بالا نگاه کنی، این دوست عزیزم نوشته بود که برخی از ایده ها در کشورهای دیگر جواب می دهند و در ایران جوابگو نیست.

موضوعی که این دوست عزیزم نمی داند این است که مشکلات اساسی مردم هیچگاه تغییر نمی کند.

بطور مثال می توانیم بگوییم در ایران مردم گشنه شان نمی شود؟ یا اینکه بگوییم مردم در ایران به زیبایی اهمیت نمی دهند و یا…

ما ایرانی ها هم آدم هستیم!

 

اما چرا اکثر افراد احساس می کنند بعضی ایده هایی که در این کتاب گفته شده فقط مناسب اروپا هستند؟

چون پولدار نیستند.

ما انسان ها اساسا با توجه به جایگاهی که در اجتماع داریم، نیاز ها و مشکلات متفاوتی هم داریم.

بطور مثال شخصی که در قسمت جنوبی شهر زندگی می کند هیچگاه دغدغه خرید لباس برای سگش را ندارد!

اما من دوستانی دارم که ماهانه حداقل یک میلیون تومان برای خرید لباس سگ شان هزینه می کنند. حداقل ۱۵ میلیون برای تفریح هزینه می کنند و…اما همچنان مشکلاتی دارند که از نظر خودشان حل نشدنی هستند.

مثل اینکه چرا دوستش از خودش بیشتر پیشنهاد داره…چرا در جمع نمی تواند حرفش را بزند….چرا هر کی میاد تو زندگیش گند میزنه به زندگیش میره و…

اگر تصور می کنی این دسته از آدم ها کم هستند در اشتباه بزرگی هستی.

یا اصلا چرا راه دور برویم. داستان زندگی خود من هم همینطور است.

چند سال پیش برای رفتن یک مسافرت شمال باید حقوق چند ماه هم را جمع می کردم و در آخر هم یک ویلای ۵۰ متری اجاره می کردم و شب هم تن ماهی می خوردم!

زمان برگشت هم یک نگاه به ته مانده حسابم می کردم و مسافرت کوفتم می شد.

یادمه یک بار تو راه برگشت یک تصادف کوچک کردم و تا ۲ ماه ماشین را نتوانستم ببرم صاف کاری. چرا؟

چون ۵۰ تومن پول هم ته حسابم نبود.

من خودم طعم زندگی سگی را کشیده ام. می دانم تو این شرایط آدم تصور نمی کند بعضی از ایده های خیلی ساده می تواند او را ثروتمند کند.

اما امروز که نگاهی به شرایطم می کنم می دانم می توانم چند سال آینده را بدون اینکه کار کنم در رفاه زندگی کنم. چرا؟

چون چندین سال سعی کردم به دیگران کمک کنم. (البته اوایلش افتضاح بودم)

پس همیشه سعی کن با دید وسیع تری به موضوعات نگاه کنی. سعی کن یک اتفاق را از دید تمام اقشار جامعه ببینی.

 

مشکل رایج در تبلیغ نویسی

 

 

دلیل سوم پیدا نشدن ایده پولساز:

ایده خیلی خوبی داشتم. یکی و دو سالی روی ایده ام کار کردم و تمام وقتم را صرف آن کردم اما نمی دونم چی شد جواب نداد.

ایده به قدری ناب و خوب بود که به عقل جن هم نمی رسید.

اگر این دیالوگ را از کسی شنیدی شک نکن احمق است !

در طول سالیان کاری ام به مراتب ایمیل هایی مشابه دیالوگ بالا را دریافت کرده ام. افرادی که سال ها وقت شان را صرف ایده ای کرده بودند که از همان روز اول مشخص بود ۱۰۰% شکست می خورند.

زمانی که این دسته ایمیل ها را دریافت می کردم فقط یک جمله می نوشتم و همین یک جمله کل امید هایشان را نابود می کرد.

البته امروز این دسته از ایمیل ها را نادیده می گیرم چون دوست ندارم آن نفری باشم که حقیقت تلخ را می گوید.

بگذریم. می خواهی بدانی آن یک جمله چه بود؟

ایده ای که ۷ میلیارد انسان دیگر آن را اجرا نکردند حتما یا یک مشکل بزرگ دارد یا اینکه مردم آن را نمی خواهند! و گرنه حداقل یک چیزی مشابه آن تا به امروز اجرا شده بود.

 

بعضی از مردم دنبال پیدا کردن ایده هایی هستند که تا به حال کسی آن ها را اجرا نکرده است. جای تعجب هم نیست که یا آن ایده را پیدا نمی کنند یا اگر هم پیدا کنند ورشکسته می شوند.

یک نگاهی به تمام کسب و کار های دنیا بیانداز.

چه وجه مشترکی دارند؟

همه کسب و کارهای دنیا کمک می کنند مشکل مشخصی از مردم حل شوند.

به طور مثال:

  • شرکت های خودروسازی کمک می کنند مشکل حمل و نقل مردم حل شود.
  • رستوران ها و فست فود ها کمک می کنند مشکل پیدا کردن غذا خوشمزه و سریع مردم حل شود.
  • پمپ های بنزین کمک می کنند سوخت خودرو ها تامین شوند.
  • پزشکان کمک می کنند بیماری ها درمان شوند.
  • مدرسین سخنرانی کمک می کنند مشکلات سخنرانی کردن در جمع حل شوند.
  • مربیان بدنسازی کمک می کنند مشکل نداشتن اندام خوب حل شود.
  • من کمک می کنم مشکل رشد و فروش کسب و کارت حل شود.
  • تو کمک می کنی مشکل ایکس از مخاطبین ات حل شود.
  • و…

حالا سوال اینجاست که آن چه مشکلی است که تا به حال کسی درباره آن صحبت نکرده است و حتی یک نفر هم از این ۷ میلیارد نفر جمعیت به آن نپرداخته است؟

چنین مشکلی وجود ندارد.

پس هیچوقت دنبال پیدا کردن ایده ای نباش که هیچکس آن را اجرا نکرده است چون به احتمال ۹۹% شکست می خوری.

(البته ۱% هم شانس موفقت داری و من به نوبه خودم هیچ وقت زندگی ام را بر پایه میزان موفقیت ۱% بنا نمی کنم)

 

حامد می گوید:

دقیقا همینطوره استاد منم تجربه ش رو داشتم، زمانی که صحبت از ایده میشه در وهله اول اکثر مردم دنبال یه چیز خیلی عجیب غریبی که هیچکس تا حالا بهش فک نکرده هستن این یه فاجعه س و ماجرا اینجا بدتر میشه که فکر میکنیم مردمی که اون بیرونن صف کشیدن تا ایده ما رو بخرن و زمانی فاجعه عمیق تر میشه که احساس میکنی اگه این ایده رو به کسی بگی حتما کپی میکنن و همه چی تموم میشه، بنابر این بدون مشورت شروع میکنی به اجرایی کردن ایده ت و مدتها زمان، پول و انرژی میزاری و در نهایت باید دست از پا درازتر برگردی سر خونه اول

 

دوست دارم یک سوال شخصی ازت بپرسم.

به جز پول چه چیز دیگری بیشترین درگیری ذهنی را برایت درست کرده است؟

 

30 پاسخ
  1. حامد
    حامد گفته:

    دقیقا همینطوره استاد منم تجربه ش رو داشتم، زمانی که صحبت از ایده میشه در وهله اول اکثر مردم دنبال یه چیز خیلی عجیب غریبی که هیچکس تا حالا بهش فک نکرده هستن این یه فاجعه س و ماجرا اینجا بدتر میشه که فکر میکنیم مردمی که اون بیرونن صف کشیدن تا ایده ما رو بخرن و زمانی فاجعه عمیق تر میشه که احساس میکنی اگه این ایده رو به کسی بگی حتما کپی میکنن و همه چی تموم میشه، بنابر این بدون مشورت شروع میکنی به اجرایی کردن ایده ت و مدتها زمان، پول و انرژی میزاری و در نهایت باید دست از پا درازتر برگردی سر خونه اول

    پاسخ
  2. حامد
    حامد گفته:

    بیشترین درگیری ذهنی من الان بحث مطالعه و زبان هستش، که متاسفانه ضعیفم، منابع بسیار خوبی در حوزه کاری خودم هست که بهترینشون رو خودتون بهم معرفی کردید اما نمیتونم بطور کامل ازشون استفاده، به قول خودتون شاید از همین مشکلم برای ایده بعدی استفاده کردم،

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      این دقیقا یک ایده عالی هست. چون نیاز را حس کردی و می دانی در این لحظه، زبان می تواند چه مشکلاتی را حل کند. بدون نیاز به تبلیغ نویسی می توانی بهترین تیتر ها را برای محصولی که در رابطه با زبان است بنویسی.

      پاسخ
  3. علی دهشیخی
    علی دهشیخی گفته:

    سلام حسین جان مچکرم بابت این مقاله ی عالی،
    با توجه به این من خیلی از کلیپ ها و مطالبتو پیگیری میکنم، باز هم با خوندن مقالات جدیدت به یکسری از جواب هام میرسم و از طرفی از مسیرم مطمئن تر و مسیر برام جذاب تر میشه، ازت ممنونم و امیدوارم هر روز موفق تر از دیروز شوی .

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سلام علی دهشیخی عزیز
      بسیار خوشحالم که دوستی مثل تو دارم. امیدوارم که هر روز موفق تر از دیروز باشی و بسیار خوشحالم که مقاله رادوست داشتی.

      پاسخ
  4. محمدحسین رزمجو
    محمدحسین رزمجو گفته:

    فکر میکنم استارت کار واقعا لازم است، تا الان فقط داشتم خیال پردازی میکردم
    اما دوست دارم افکارم را با دانش و تجربه در محیط واقعی بکار ببرم و از هر نظر منفی راه حلی را بیابم،
    الان متوجه شدم که افکار منفی تلنگری برای پیدا کردن راه حل است…
    الان باید شکست بخوریم تا روزی شکست دادن را بیاموزیم،،

    ممنون از مقالتون استاد

    پاسخ
  5. هاشم
    هاشم گفته:

    سلام ، مقاله عالی و راه گشایی بود.( ممنون که این مقاله رو به بنده معرفی کردین).
    امیدوارم یک روز بتونم تو کلوپ شرکت کنم .
    به امید موفقیت همه دوستان

    پاسخ
  6. بهرام
    بهرام گفته:

    سلام
    مقاله بسیار خوبی بود استاد عزیز
    میگن از اونجایی که سیستم عصبی همه انسان ها یکسانه
    اگر هر انسانی در هر نقطه ای از دنیا به موفقیتی برسه هر کس دیگری در هر نقطه دیگری از دنیا هم میتونه به همون موفقیت برسه ولی به دو شرط اول اینکه باورهای همون فرد رو داشته باشه و دوم اینکه همون کارهایی رو که اون فرد انجام داده انجام بده

    حالا سوال بنده از شما به عنوان یک انسان موفق اینه
    بنظر شما چه باورهایی در شما زمینه ساز موفقیت های بنیادین شما گردید؟
    و چه کارهایی رو در راستای رسیدن به موفقیت انجام دادید؟

    ممنونم

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سپاسگزارم بهرام عزیز
      راه خیلی خیلی ساده تر از آن چیزی است که اکثر مردم تصور می کنند.
      به معنای واقعی کلمه عاشق و دلباخته کاری باش که داری انجام می دهی اگر احساس می کنی در آن کار نمی توانی عاشق شوی…کارت را عوض کن.
      اگر در کاری که عاشقش هستی بروی می توانی چند برابر یک فرد عادی کار کنی بدون اینکه احساس کنی داری کار می کنی!
      تنها باوری که باید داشته باشی این است که:
      در این دنیا می توانی هم آدم خوبی باشی و هم با تک تک ثانیه های زندگی و کارت عشق باز کنی

      پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      فرزدا عزیز
      تا زمانی که ایده ای را اجرا نکرده باشی اصلا نمی دانی آن ایده خوب است یا نه….و قبل از اینکه وارد آن ایده شوی تمام چیزهایی که داری فقط حدس و گمان است. و با توجه به کامنتی که نوشتی این موضوع را نشان می دهد که هیچوقت کسب و کار موفقی را شروع نخواهی کرد چون از قبل برای خودت مانع تراشی کرده ای

      پاسخ
  7. احسان.آ
    احسان.آ گفته:

    سلام و تشکر فراوان
    عرض کردم خدمتتون که شما توی بخشی از متن فرمودید که :”هیچوقت دنبال پیدا کردن ایده ای نباش که هیچکس آن را اجرا نکرده است چون به احتمال ۹۹% شکست می خوری”
    سوال من اینه که خیلی از ایده های ناب و پرطرفدار مثل پلیر شرکت اپل که اولین پلیر بود و قبل از اون به ذهن کسی هم نرسیده بود، موفق شدند….
    نظر شما چیه در این مورد؟

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      احسان عزیز
      استیو جابز زمانی فکر پلیر اپل یا همان ایپد به ذهنش رسید که داشت با پلیر سونی یا یک شرکت دیگر به موسیقی گوشی می داد تنها کاری کرد سایز آن را کوچک کرد…شعار برند اپل هیچ وقت نوآوری نبود و هیچوقت هم روی این موضوع تمرکز ندارند…تمرکز اصلی روی تولید متفاوت چیز های از قبل ساخته شده است به همین خاطر اپل همیشه اخرین شرکتی است که چیزی را درست می کند.

      در هر صورت می توانید ایده ای داشته باشید که تا به حال هیچکس انجام نداده اما ریسک شکست ۹۹% هم باید قبول کنید وثانیا چندین سال باید در رابطه با آن موضوع تحقیق کنید سپس حداقل ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون بودجه تبلیغاتی برای جا انداختن آن محصول داشته باشی ..چند سالی باید محصول را بهبود دهید تا به کارایی مد نظر برسد یا به عبارت دیگر اگر ایده جدیدی را می خواهید بوجود بیاورید باید حداقل ۵۰۰ میلیون پول برای ریسک ۹۹% داشته باشید

      پاسخ
  8. بهنام
    بهنام گفته:

    سلام
    اگر برای پیش برد و تولید محتوا و محصول نهایی خودمان از کتاب ها یا مطالب آموزشی دیگر سایت ها برای بالابردن دانش فنی خودمان در آن حوزه استفاده کنیم
    کار اشتباهی است؟
    و آیا آن ها می توانند به خاطر نقض قانون کپی رایت از ما شکایت کنند یا نه ؟

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      بهنام عزیز سلام
      خیر موردی ندارد به شرط اینکه کپی نشه…می توانی اطلاعات بدست بیاوری و نتیجه تجربه هایت را بطور محصول تولید کنی

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *