چطور در تبلیغ نویسی داستان مان را مانند ابر قهرمان ها تعریف کنیم

داستان در تبلیغ نویسی مانند قلب در بدن است. تبلیغ نویسی که داستان نداشته باشد یک تبلیغ مرده به حساب می آید.

بیا نگاهی به این عکس ها بیاندازیم. عکس هایی که با یک خط جمله هزاران داستان را تعریف می کنند.

داستان در تبلیغ نویسی داستان در تبلیغ نویسی

داستان در تبلیغ نویسی

هنرمندانه تبلیغ نویسی

 

اگر این جلمه ها را از عکس بر می داشتم چه چیزی باقی می ماند؟

صرفا یک قطعه عکس از یک تکه از تاریخ…

برند و محصولات تو هم همین خواهد بود اگر داستانی نداشته باشند. داستان ها باعث می شوند محصولات زنده بمانند و برندها معشوقه مردم شوند.

اگر یک نگاهی به تاریخ اپل بیاندازیم متوجه می شویم زمانی که استیو جابز درگذشت اپل به اوج محبوبیت خود رسید. چرا؟

چون کتاب های فراوانی و فیلم های زیادی درباره استیو جابز و تلاشش برای سر پا نگه داشتن اپل ساختند. همین شد که مردم دیوانه وار عاشق اپل شدند. اکر بخواهم جمله ام را واضح تر بگویم مردم عاشق داستان اپل شدند.

 

می خواهی دوستت داشته باشند؟ داستانت را تعریف کن

مهم نیست اگر باهوش ترین فرد در کره خاکی نباشی یا اولین نفر در حوزه کاری خودت نباشی، مهم این است که داستانت را تعریف کنی.

داستان تو هر چه که باشد در نظر دیگر یک قهرمان خواهی بود. اما اجازه بده تکنیکی را به تو یاد بدهم که یک شبه تبدیل به بهترین داستان نویس شوی.

 

مردم عاشق چه داستان هایی می شوند؟

چطور می توانی یک داستان ابر قهرمانانه برای برندت بنویسی بدون اینکه تا به حال حتی یک خط داستان نوشته باشی.

برای اینکه بتوانی این کار را به خوبی انجام دهی نیاز به درک اولیه ای از خط داستانی فیلم های هالیوودی داری.

فیلم سیندرلا را به یاد می آوری؟

داستان در تبلیغ نویسی

فیلم سیندرالا مانند هر داستان هالیوودی دیگری از نقطه ای شروع می شود و کمی اوج می گیرد به ناگاه همه چیز سقوط می کند و مدت ها سیر ناراحت کننده خودش را طی می کند تا جایی که داستان اوج می گیرد.

اگر نگاهی به زندگی خودت هم بیاندازی متوجه می شوی خارج از این سیر داستان زندگی نکردی.

یک زمانی در زندگی ات همه چیز سیر معمولی خودش را طی می کرد اما بعد از مدتی اوضاع کم کم وخیم شد. شاید مدت ها به همین روال زندگی کرده باشی تا جایی که تصمیمی در زندگی ات گرفته باشی.

زندگی تمام ما خارج از این داستان نیست اما چرا اکثر داستان هایی که درباره افراد یا برند ها می شنویم انقدر لوس و بی روح هستند؟

 

اگر بخواهی قسمت هایی از داستان واقعی زندگی ات که در آن ضعیف بودی را از داستان اصلی ات حذف کنی به جای اینکه تبدیل به یک ابر قهرمان شوی تبدیل به یک آدم کسل کننده می شوی.

اشتباهی که اکثر افرادی می کنند این است که می خواهند همیشه خود را افراد خوب و کاملی نشان دهند (کافی است به صفحه درباره ما وبسایت ها نگاه کنی).

آدم هایی همه چیز را در این دنیا می دانند و هیچگاه اشتباه نمی کنند یا اینکه هیچکس نمی تواند به آن ها زخم بزند. براستی این آدم ها واقعی هستند؟

طبیعتا خیر.

نه من و نه تو و نه هیچکس دیگر کامل نیستیم.

از این نترس که دیگران قضاوتت کنند چون در هر حال دیگران این کار را می کنند. مگر ابر قهرمانان در فیلم ها قضاوت نمی شوند؟

مهمترین دلیلی که باعث شد خود من به شخصا یکی از سریع ترین پیشرفت ها در کسب و کارم داشته باشم بخاطر بی احترامی ها یا مقایسه هایی بود که از نداشتن پول کافی نشات می گرفت. بعضی وقت ها در داستان زندگی مان تا شکسته نشویم الماس نمی شویم

 

داستان در تبلیغ نویسی

الماس از کربنی که زیر فشار های زیادی بوده است بدست می آید. دقیقا به مشابه تمام داستان های لذت بخشی که می خوانیم.

کسی امروز نمی گوید الماس بی ارزش است چون قبلا کربن بوده است بلکه همه آرزوی داشتن الماس را می کنند. مهم نیست قبلا چطور زندگی می کردی و یا چه جایگاهی داشتی مهم این است که امروز چه جایگاهی داری و یا چه تصمیمی گرفتی.

حتی یک تصمیم می تواند تو را تبدیل به الماس کند.

یکی از معروف ترین افراد که فقط با یک تصمیم تبدیل به یک الماس شد خانم آمریکایی بود که به شدت اضافه وزن داشت. سایتی در زمینه آموزش فیتنس راه اندازی کرد و نوشت:

من چاقم می دانم ولی دیگر نمی خواهم چاق بمانم هر چیزی را که یاد بگیرم با تو به اشتراک خواهم گذاشت تا با همدیگر لاغر شویم.

 

3 پاسخ
  1. مهدی جوان
    مهدی جوان گفته:

    اکثر ما آدما ها نقاب هایی متفاوت از واقعیت به چهره هامون میزنیم بدون توجه به اینکه خود واقعی ما با ارزش تر از نقابهاست

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *