چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم

دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.

بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.

او که بعد از جلسه چند ساعتی تا پرواز وقت داشت برای استراحت به کافه رفت. کامی در افکار خودش غرق بود که دختر بلوندی با مانتو مشکلی ماکسی نزدیکش شد و پیشنهاد داد تا با هم قهموه ای بنوشند و گپی بزنند.

او با اینکه متعجب شده بود پذیرفت. غریه به سمت پیشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.

یکی برای خودش و یکی برای او. کامی تشکر کرد و آن را نوشید. این آخرین چیزی بود که او به یاد می آورد.

این تقریبا آخرین چیزی بود که کامی قبل از اینکه گیج و منگ درازکش در وان حمام هتل و غوطه ور در یخ بیدار شود به خاطر می آورد.

او دیوانه وار نگاهی به اطراف انداحت تا بفهمد کجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس یادداشتی در کنارش پیدا کرد.

 

تکان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

 

کامی تلفن همراهی را که روی میز کوچک کنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعیت خود را توضیح داد.

انگشتش به خاطر یخ بی حس و کرخت شده بود. اما کسی که ان سوی خط بود به طرز عیجیبی با این موقعیت آشنایی داشت. او گفت:

آقا از شما می خواهم که با دقت و آرام به پشت خود دست بزنید. آیا لوله ای از قسمت پایینی کمر شما بیرون آماده است ؟

او مضطرب به پشتش دست کشید.

بله لوله ای از پشتم بیرون زده.

اپراتور گفت: آقا نترسید یکی از کلیه های شما از بدنتان خارج شده است. در این شهر گروهی از دزدان اعضای بدن فعالیت می کنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسیدن آن ها زا جایتان تکان نخورید.

 

تبریک می گویم تو همین الان یکی از موفق ترین افسانه های شهری این پانزده ساله را خواندی. تصور می کنم این داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقی بماند اما چرا من این داستان را برایت تعریف کردم؟

چون اگر من می خواستم جمله ای مانند جمله زیر را به تو بگویم هیچ گاه به همین راحتی نمی خریدی و به قدرت آن ایمان نداشتی.

قرص خواب آور برند صفوی می تواند شما را حتی بعد از یک دقیقه نوشیدن تلخ ترین قهوه به عمیق ترین خواب ببرد.

 

دقیقا متوجه شدی؟ بیشتر اوقات زمانی که بخواهیم خیلی مستقیا درباره سود و منعفت محصول صحبت کنیم کسی آن را جدی نمی گیرد یا باور نمی کند اما کافی است آن را در قالب یک داستان غیر مستقیم تعریف کنیم تا در تار و پود وجود مشتری نفوذ کند.

اگر به داستان بالا نگاهی بیاندازید متوجه می شوید قرص خواب آور قهرمان داستان نبوده است اما یکی از پر رنگ ترین نقش ها را در طول داستان بازی کرده است.

 

همین الان یک نگاهی به تبلیغ نویسی صفحه محصول ات کن ببین اگر خودت به عنوان یک مشتری که هیچ شناختی نسبت به برندت نداشت با این صفحه مواجه می شدی آیا انگیزه خرید در تو به وجود می آورد یا خیر.

مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی
راز تبلیغ نویسی در دیوار: چه چیزی را و چطور در دیو... یکی از سوالات متداولی که تقریبا هر روز می شود این است که چطور در سایت دیوار برای محصولات مان تبلیغ نویسی کنیم تا از فروش خیالمان راحت باشد.برا...
۷ کمپین تبلیغاتی مهم که مردم آن ها را با همدیگر اش... تقریبا هر کسی می داند که تبلیغات درست چقدر می تواند برایش سودآور باشد اما هر کسی نمی داند چه نوع تبلیغی را باید چه زمان، کجا و برای چه کسی انجام داد. ...
مکتب تبلیغ نویسی مشکل گمشده که می تواند یک شبه فرو... نمونه مدرسانی که در ایران از این تکنیک استفاده می کنندhttps://www.instagram.com/p/Bnt-7flHz4z
3 پاسخ
  1. مهدی جوان
    مهدی جوان گفته:

    سلام استاد عزیز
    واقعا عالی بود و تحت تاثیر قرار گرفتم و باز هم قدرت داستان نویسی در فروش برایم یادآوری شد
    تشکر

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *