ترس از شکست

ترس از شکست در کار داری؟ مگر الان موفقی!

بعید می دانم کسی آن بیرون باشد که از ثروت و موفقیت بدش بیاید.

تقریبا همه مردم همیشه دنبال پیدا کردن راهی هستند که بتواند آن ها را به موفقیت برساند.

جالب است بدانی هر کارمندی بعد از ۳ تا ۵ سال کار کردن حداقل یک بار تصمیم می گیرد که کار کارمندی را رها کند و کسب و کار خودش را بسازد اما عموم آن ها هیچگاه نمی توانند این تصمیم را عملی کنند.

می دانی چرا؟

چون ترس از شکست دارند.

اما سوال اصلی اینجاست:

کسی که از شکست خوردن می ترسد مگر الان موفق است؟

قطعا نه !

خیلی ها ایمیل می زنند می گویند من می خواهم کسب و کارم را راه اندازی کنم اما…

  • می ترسم موفق نشوم ( مگر الان کسب و کار موفقی داری؟ )
  • می ترسم درآمدم آنقدری نباشد که بتوانم فلان ماشین را بخرم ( مگر الان آن ماشین را داری؟ )
  • می ترسم نتوانم در زمانی که برای خودم تعیین کردم پولدار شوم ( مگر الان پولدار هستی؟ )
  • می ترسم نتوانم انتظاراتی که از خودم را دارم برآورده کنم ( مگر الان برآورده کردی؟ )
  • می ترسم نامزدم قید ازدواج با من را بزند ( مگر الان باهاش هستی که نگران از دست دادنشی؟ البته اگر بخاطر پول بگذاره بره همان بهتره که بره چون تو را برای خودت نمی خواهد بلکه پولت را می خواهد پس چه بهتر که اصلا در زندگی ات نباشد.
  • و…

می بینی این وسط چیزی برای از دست دادن وجود ندارد. تمام آن چیزهایی که می ترسی در زمان شکست خوردن آن ها را از دست بدهی، همین الان هم آن ها را نداری.

اجازه بده بدترین حالت را بررسی کنیم و ببینیم اگر کسب و کارت را راه اندازی کردی و شکست خوردی چه اتفاقی می تواند بیافتد.

بیا این سناریو را تصور کنیم.

کسب و کارت را راه اندازی می کنی. ساعت ها، روزها، ماه ها روی آن وقت می گذاری.

در حوزه ای که انتخاب کردی شروع به مطالعه کردن می کنی تا بتوانی محتوای با ارزشی تولید کنی.

هر روز این کار را انجام می دهی طوری که از نظر اطرفیان یک دیوانه به تمام معنا بنظر می رسی. شاید بگویند: این دیوانه را نگاه کن هر روز پشت کامپیوترش می نشیند و یک سری چیز میز می نویسد.

خیلی خوب تا اینجا کلی محتوا در سایتت تولید کرده ای اما هنوز هزار تومان هم بدست نیاوردی. کم کم به این فکر می رسی که باید محصولی هم تولید کنی.

نتیجه مطالعات و کارهایی که انجام داده ای را تبدیل به یک محصول می کنی.

کسی از محصولت استقبال نمی کند ( بدترین حالت ممکن! )

شکست می خوری و کسب و کارت را تعطیل می کنی و بر می گردی به زندگی عادی ات !

به یک چیزی این وسط دقت کردی؟

بزرگترین شکست، همین زندگی عادی است که داری

 

تو حتی با شکست خوردن از کسب و کارت هیچ چیزی را از دست نخواهی داد چون این زندگی عادی یعنی مرگ تدریجی !

یک نگاهی به زندگی اطرفیانت بیانداز. چه چیزی می بینی؟

احتمالا آدم هایی که نه کار بزرگی انجام می دهند، نه شاد هستند و نه حتی دیگر می خندند!

آن ها زندگی نمی کنند صرفا زنده هستند. 

کاش فقط همین ها بود. یک نگاه به رابطه مثلا عمه و شوهر عمت بیانداز.

قطعا آن ها یک روزی عاشق همدیگر بودند. زمانی وقتی دست همدیگر را می گرفتند، قلب هایشان می تپید…صورت شان کمی سرخ می شد و برای یک دقیقه با هم بودن زمین و زمان را به هم می دوختند.

اما امروز احتمالا خبری از آن عشق نیست. بیشتر شبیه به دو هم خانه ای زندگی می کنند.

چرا همه این اتفاق های بد می افتد؟

چون زندگی شان خالی از امید و شور و هیجان شده است.

و تمام این اتفاقات دردناک می تواند برای تو پیش آید اگر دست از جنگیدن برای رسیدن به آرزوهایت برداری.

می بینی در واقعیت چیزی برای ترسیدن یا از دست دادن وجود ندارد و حتی در بدترین حالت یعنی شکست خوردن در کسب و کارت، تو کلی اطلاعات و معلوماتی خواهی داشت که در حال عادی مانند اکثر مردم، نداری.

 

درسی که از بازی بیلیاردش یاد گرفتم

یکشنبه هفته پیش در حال بیلیارد باز کردن با سعید (یکی از اعضا تیم اغوا) بودم.

همان روز تازه یاد گرفته بود چطور باید بیلیارد بازی کند. ساعت نزدیک های ۶ عصر بود که شروع کردیم به بازی کردن.

دست اول را باخت…دوست دوم را هم همینطور…دست سوم و….

برایم خیلی جالب بود نه تنها از شکست ناراحت نمی شد بلکه هر دست با روحیه بیشتر بازی را شروع می کرد و از بازی کردن لذت می برد. (تنها خصوصیتی که هر کارآفرینی باید آن را داشته باشد.)

این شکست ها تا ساعت ۲٫۳۰ بامداد ادامه داشت تا اینکه ۳ دست پشت سر هم برد!

چیزی که از این بازی یاد گرفتم این بود:

مهم نیست چند بار شکست می خوری…مادامی که از بازی لذت می بری در آن مهارت بدست می آوری و بالاخره در زمان مشخصی برنده میدان خواهی بود.

 

 

اگر بخواهی با خودت صادق باشی می دانی اگر واقعا با جدیت کاری را شروع کنی دیر یا زود برنده خواهی بود اما بزرگترین مانعی که پیش رو داری “ترس از شکست” است.

و الان بهتر از هر موقع دیگری می دانی بزرگترین شکست، در جا ایستادن و شروع نکردن است پس اگر می خواهی مانند اکثر مردم یک مرده متحرک بی آرزو و بی عشق نباشی، از همین امروز شروع کن. مهم نیست چه اتفاقی در ادامه می افتد چون جایی که ایستاده ای مانند باتلاق می ماند دیر یا زود تو را در کام تلخ خود فرو خواهد برد.

حسین صفوی

HTC (High Ticket Closer) Certificated at EQVA
حسین صفوی متخصص تبلیغ نویسی و فروش محصولات گران قیمت به مخاطبین خاص آن است که امروز به عنوان موفق ترین تبلیغ نویس ایران شناخته می شود.
مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی
تحولات شدید در کسب و کارهای تهران اتفاق می افتد... https://www.instagram.com/p/Bnk_6TRHDaN/   https://www.instagram.com/p/BnlCgainS3W  
کمپین بازاریابی اینترنتی مدل تله Tripwire برای فرو... یکی از مهمترین دلایلی که اکثر کسب و کارهای اینترنتی را به کام نابودی می کشاند، نداشتن سیستم و کمپین های درست تبلیغاتی است. امروز در این مقاله م...
مرد شماره ۱ تبلیغات ایران کیست؟ بررسی کمپین تبلیغا... من به صورت دیوانه واری عاشق تبلیغ نویسی هستم و از هر ثانیه ای از زندگیم که صرف تبلیغات می شود لذت می برم. همین موضوع باعث شده همیشه سعی کنم به اتفا...
۵ تکنیک روانشناسی که فروش محصولات را شدیدا افزایش ... چقدر خوب می شد اگر با یک تغییر کوچک در کسب و کارت می توانستی به یکباره فروشت را چند برابر کنی؟ می دانم سوال احمقانه ای است، کی دلش نمی خواهد این حس...
35 پاسخ
  1. دانیال
    دانیال گفته:

    همین چند ساعت پیش در مورد افراد موفق و رابطشون با ترس و تردید تو اینستاگرامم پستی گذاشتم :دی
    ممنون از محتواهای عالیتون که شدیدا به من در مسیرم کمک می کنه

    پاسخ
  2. بهنام
    بهنام گفته:

    حسین صفوی عزیز
    واقعا ازت ممنونم یه انرژی یه حس خوب به من و همه آدم های مانند من بخشیدید
    با تمام وجودم خودم و خانواده ام از شما ممنونیم
    و خداوند رو شاکریم که انسانی شریف و جوانمرد مانند شما در مسیر زندگی ما قرار داد.

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      بهنام عزیز
      امیدوارم هر جا که هستی همیشه شاد و موفق باشی
      و بی نهایت بابت این کامنت محبت امیز و دوست داشتنی ممنونم
      زنده باشی

      پاسخ
  3. مهدی پیشگوی
    مهدی پیشگوی گفته:

    فوق العاده بود. دقیقا چیزی که مدتها قبل بهش رسیدم و دارم رو همین منوال میرم جلو. تلنگر خوبی بود برام

    پاسخ
  4. محمدحسین رزمجو
    محمدحسین رزمجو گفته:

    سلام استاد
    مقاله تان واقعا خوب نبود!!
    .
    .
    عالییییی بود و خیلی لذت بردم،
    کم کم میخواستم ناامید شوم،
    اما امید را به من برگرداندید

    با سپاس و لطف فراوان

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      محمد حسین عزیز
      از صمیم قلب خوشحالم که این مقاله توانست راهگشا باشد.
      قطعا با ادامه دادن مسیرت می توانی الهام بخش بسیاری از مردم باشی

      پاسخ
  5. زهرا رزم آزما
    زهرا رزم آزما گفته:

    سلام و خسته نباشید ، جز کلمه عالی مثل همیشه چیزی به ذهنم نمی‌رسد، فوق العاده نکته ظریفی بود ممنونم از مقاله خوبتون. کاملا درسته ترس از شکست مثل یه دور باطل هست که اگه بهش بها بدی باید یه عمر با حسرت با تموم آرزوها و خواسته های محقق نشده زندگی کرد و این یعنی یه زندگی بربادرفته، بنظرم از لحظه شروع به غلبه بر این ترس، در کارت موفق هستی ، و بدست آوردن موفقیت نتیجه ی این غلبه هست، امیدوارم بتونم با راهنمایی های فوق‌العاده شما جزو موفقترین ها باشم. تنها چیزی که میتونم بگم جمله ای هست که خیلی دوسش دارم و تقدیم به شما
    در پناه خداوندی باشید که بیش از هر کسی دوستتان دارد…

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      زهرا رزم آزما عزیز
      به نکته بسیار زیبایی اشاره کردی…ترس از شکست یک دور باطل است.
      و اگر یک بار..فقط یک بار در کارت به موفقیت برسی دیگر برای انجام کارهای بزرگتر هیچ ترسی نخواهی داشت چون مسیر را یاد گرفته ای.
      به طور مثال کسی می تواند ۵۰ محصول یک میلیون تومانی بفروشد برایش زیاد سخت نخواهد بود اگر این ۵۰ تا را بخواهد به ۶۰ تا یا ۱۰۰ تا برساند

      پاسخ
  6. علی اهرون
    علی اهرون گفته:

    استاد صفوی
    ممنون از مطالب عالی که در اختیار ما قرار می دهید مثل همیشه کوتاه مفید و فوق العاده تاثیر گذارواقعا”
    لذت می برم از مطالب فوق العادهزیبا و انرژی مثبتی که از آنها می گیرم متشکر و سپاس گذارم

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      علی عزیز
      وقتی این انرژی مثبتت را می بینم انگیزه بیشتری برای نوشتن می گیریم
      سپاسگزارم از انرژی مثبتی که داری

      پاسخ
  7. امیر قلی پور
    امیر قلی پور گفته:

    تحمل و حفظ امید فرد تا زمان کسب نتیجه مشکل اصلی برای ترس از شکست هست.
    افراد با شکست چیز مهمی را از دست می دهند
    آرزوی یک زندگی بهتر و امید به اینکه می توانند. این چیز مهمی هست که از دست می رود ولو اینکه تا آخر عمر بدست هم نیاید اما در ذهن آنها با این آرزو از زندگی مُرده گونه قابل تحمل می شود.

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      امیر قلی پور عزیز
      حقیقت اینکه موفقیت در کسب و کار دقیقا مانند هر چیز دیگری نیاز به تمرین داره… دوچرخه سواری امروز کار ساده ای برایت است فقط به این دلیل که تمرین کردی و اگر همین کار ساده را هم تمرین نمی کردی دوچرخه سواری تبدیل به یک آرزوی دست نیافتنی می شد.
      داشتن آرزو خالی فایده ای نداره…زمانی که آرزوی چیزی را داری نشان دهنده این است که می توانی به آن برسی و گرنه اصلا آرزوی آن را هیچوقت نداشتی
      اجازه نده آروزهایت در حد آرزو باقی بماند چون در نهایت یکجایی مثل مابقی مردم خواهی شد.

      پاسخ
  8. آرش
    آرش گفته:

    واقعا مطالبت بی نظیره
    مشکلی که الان من دارم اینه که با کمک کلوپ تونستم یه کسبو کار عالی رو راه بندازم و درآمدش عالیه
    فقط الان نمی دونم این پول که به ریاله رو کجا سرمایه گذاری کنم که ارزشش حفظ بشه چون با این وضع مملکت هر روز ارزشش داره میاد پایین یه ویدیویی چیزی راجب این موضوع بسازی عالی میشه فقط یه چیزی غیر طلا رو پیشنهاد بده 😉

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      آرش عزیز
      بی نهایت ممنونم و خیلی خوشحالم که موفقیتت را می بینم.
      اتفاقا امروز می خواهم مقاله ای در این مورد بنویسم چون سوال خیلی از دوستان دیگر هم بود.

      پاسخ
  9. سجاد اسماعیلی
    سجاد اسماعیلی گفته:

    سلام استاد عزیزم.
    مثل همیشه عالی و پر معنا.. و در عمل هم کمی چالش برانگیز ولی نتیجه بخش و پر از لذت..
    انقدر عالی که چند بار خوندم و دربارش فکر کردم.
    من از کسانی هستم که ۳ ماه هست که با شما آشنا شدم.. درست زمانی که دیگه به راهم شک کرده بودم و همیشه می گفتم راه درست حرکت و موفقیت چیه که با شما استاد بزرگم آشنا شدم و تازه فهمیدم چقد این راهی که میرم درست و نتیجه بخشه..
    به داشتن شما استاد گرانقدرم افتخا می کنم و امید و آرزوی بهترین موفقیت ها رو براتون دارم.
    ارادتمندتون: اسماعیلی

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سجاد اسماعیلی بی نظیر
      هیچ چیز شیرین تر از دیدن موفقیت انسان های پر تلاشی مثل تو نیست…واقعا خوشحالم و برایت آرزوی بهترین ها را دارم
      زنده باشی

      پاسخ
  10. مجتبی
    مجتبی گفته:

    سلام وقت بخیر، من فوق لیسانس کشاورزی دارم. اما نمی دونم چطور باید یک کسب و کار تو رشته خودم پیدا و یا راه بندازم و آن را بپرورانم. (البته ایده ها و آرزوهایی دارم اما نمیدونم چطوری و کی باید پیاده‌شان کنم مثلاً تاسیس یک موسسه تولید و اصلاح بذر) (و نمی دانم آیا این موسسه می‌گیرد یا نه چون هزینه اولیه زیاد و زمین بزرگی نیاز دارد و جیب بنده خالی است. از طرفی ترس از وضعیت اقتصادی و دیگری مافیاهایی که در تولید و فروش بذر و غیره وجود دارد و کمی هم نگرانم آیا دست تنها می توانم خودم به تاسیس این موسسه اقدام کنم یا نه و اصلا پله شروع این طرح کجاست و برای اقدام باید چیکار کنم و اصلا رفتن به این سمت به صرفه است یا نه و کار درستی است یا خیر) ولی در کل مسیر رو به جلو برام تاریک و نامشخص است و تمام تلاش‌هایم برای یافتن شغل هم با شکست روبه‌رو شده. البته خیلی دوست دارم کار مستقل خودم رو داشته باشم و دنبال کارهای دولتی مثل کارمندی هم نیستم. دوست دارم آزاد باشم تو شغلم و اسیر جا و مکان و زمان نباشم. به نظر شما پله بعدی چیه؟ من که نمیدونم. لطفاً راهنمایی کنید.
    با تشکر

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      مجتبی عزیز
      از اینکه هدف های مهمی در زندگی داری واقعا خوشحالم…منتهی من هیچ سر رشته ای در کشاورزی ندام که بتوانم در این مورد کمک کنم 🙂

      پاسخ
  11. hadi
    hadi گفته:

    سلام خدمت همه دوستان عزیز اغوا
    من برای اولین باره که توی سایت پیام میزارم.این مقاله ارزش بارها خواندن رو داره و هر بار ازش یک نکته رو می فهمی مخصوصا این جمله زیبا که(مهم نیست چند بار شکست می خوری…مادامی که از بازی لذت می بری در آن مهارت بدست می آوری و بالاخره در زمان مشخصی برنده میدان خواهی بود.) بسیار لذت بردم. استاد عزیزمن هم مشغول تولید محصول هستم.آهسته میرم ولی پیوسته.هر بار به مشکلی بر میخورم ولی دستان خداوند هر بار به کمکم میاند، به نظرم من بزرگترین مشکل برای ادامه ندادن نداشتن امید به آینده ست واینکه دوست دارند همه راه به آنها گفته بشه ولی …
    تو خود پای در راه نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید کرد
    به امید موفقیتهای روزافزون

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سلام هادی عزیز
      چقدر کامنت دلنشین و دوست داشتنی نوشتی…سپاسگزارم
      عاشق این جمله شدم واقعا ممنونم
      تو خود پای در راه نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید کرد

      پاسخ
  12. بهزاد
    بهزاد گفته:

    سلام،کسی که کارمند هست همیشه از این نمیترسه که شرایطش از قبل بهتر میشه یا نه،میترسه که حتی از همین حقوقی که میگیره دریافتی اش کمتر باشه،تصور کنید باید ماهی بیش از ۲۰۰۰۰۰۰ تومان قسط بدید و اگر یک ماه حقوق نداشته باشید و این روال تا چند ماه تکرار بشه حسابهای خودش و ضامنهایش را میبندند،به علاوه که هزینه خانواده و منزل نیز هست،حال تصور بفرمایید کسی که با این شرایط کار تازه ای شروع میکند،چه طور می تواند این موارد را برطرف کند؟تشکر از شما و وبسایت عالیتان.

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      بهزاد عزیز سپاسگزارم
      قبل از هر چیزی باید بگم برای راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی لازم نیست کار فعلی را ترک کنی چون در هر جایی و در هر ساعتی از روز یا شب می توانی این کار را انجام دهی.
      قسط دادن چیز جالبی است چون به تو می گوید: هی نگاه کن این زندگی نیست که باید داشته باشی !
      من زمانی کارمند یک شرکت در خیابان کریم خان بودم با ماهی ۶۵۰ حقوق که ۳۰۰ تومانش هزینه رفت و آمد و کرایه تاکسی میشد.
      می دانم پولی که به عنوان کارمندی می دهند در حقیقت پول نرسیدن به رویاهایت است…پول کشتن آرزوهای خودت، خانواده ات و حتی آینده فرزندانت.. مثل سمی می ماند که آرام آرام در زندگی ات نفوذ می کند و زندگی ات را تلخ می کند….به نظرت ارزش یک انسان ماهی ۲ میلیون تومان است؟
      اگر صفحه حوادث روزنامه را نگاه کنی با مرگ انسان هایی مواجه می شوی که به این نتیجه رسیده بودند دیه مرگ شان پول بیشتری برای خانواده شان می سازد…کم نداریم افرادی را که بخاطر چند میلیون خودشان را جلوی ماشین ها پرت می کنند…به نظرت اگر همین آدم ها به جای تصمیم به خودکشی، مسیری را انتخاب می کردند که در یکی دو سال آینده از آن ها یک کارآفرین خودساخته می ساخت، باز هم تصمیم به خودکشی می گرفتند؟

      پاسخ
  13. علیرضا
    علیرضا گفته:

    سلام حسین عزیز
    اتفاقا بنظرم شکست هم لذت بخشه بقول خودت تا وقتی از بازی لذت می‌بریم. به نظر من هم مهم مسیر هست بعد ایستگاه‌هایی که می‌خواهیم بهشان برسیم.

    چقدر زیبا نوشتی، شکست چیزی که جلوی پیشرفت همه‌ی ما را گرفته همه جا نمود پیدا کرده. من حتی با خواندن نظرها چه اینجا و چه جاهای دیگه فهمیدم فقط ترس از شکست مالی نیست، ترس از سرخوردگی بیشتر هست. مثلا دوستمون که راجع به وام صحبت کردند حرف بجا و دقیقی بود و خب فکر کنم بیشتر ما موقعیتی مشابه را تجربه کردیم حتی یکبار.

    بنظرم اینجا در عمق مساله مشکل مالی نیست که باعث عقب کشیدن ما می‌شه بلکه مشکل روابط و ترس از آبرو و تخریب روابط بیشتر نمود پیدا می‌کند. اینجاست که ما در حقیقت ترس از روبرویی با مسایط اجتماعی و شخصی را داریم می‌دونی بیشتر مشکل از عدم توانایی در ارتباطات و به خصوص نداشتن توانایی در برقراری ارتباط هنگام تنش‌هاست که من می‌گم بیشترش بر می‌گردد به گریز از مسئولیت یا گریز از مسئولیت بیشتر یا سنگین. بخش دیگرش هم درخواست ضمانت از هر شخصی که آشنا یا قدری دوست باشه هست. نه کسی که ما را خوب بشناسد و دلسوز باشد.

    گذشته از همه این‌ها ترس‌های ما دلیل دارند، ما می‌توانیم مثل فروید کنکاش کنیم و دلیل را پیدا و دایم بررسی کنیم یا می‌توانیم مستقیم با ترسمان روبرو بشیم و توی کارزار باهاش مقابله کنیم.

    مطلب خوبی بود حسین عزیز
    راستی بخاطر مطلب خوبت توی وبینار رایگانت ممنونم، اینبار با دقت توی محل خدمت گوش دادم و یادداشت برداشتم البته هنوز کامل نشده:)
    تصمیم گرفتم که سایت را هم سمت و سو بدم و فقط نوشتن خالی نباشه و بتواند به دیگران کمک کند. توصیه‌هایت را هم به کار می‌بندم.
    سپاس فراوان

    پاسخ
  14. علی
    علی گفته:

    آفرین استاد صفوی
    مطلب خیلی خوب و جالبی بود.
    .
    .
    .
    “مگه الآن خوشبختی ؟!”

    نباید مثل مرده های متحرک زندگی کرد ..
    باید تجربه کرد، ولو شکست رو ..
    باید تلاش کنیم تا به پیروزی برسیم ..
    ممنونم

    پاسخ
  15. عرفان سعدی
    عرفان سعدی گفته:

    سلام و خسته نباشید با خوندن این پست کارهایی که تا حالا کردم و یکی یکی توی ذهنم اومد و به چندین اشتباهم پی بردم واقعا تشکر از این محتواهایی که ارزششون با طلا یکی هست

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *