اه اندازی کسب و کار اینترنتی

زنده می مانی یا می میری؟ تست راه اندازی کسب و کار اینترنتی

اکثر مردم زمانی که تصمیم به راه اندازی کسب و کار اینترنتی می گیرند واقعا نمی دانند بعد از یک سال آیا واقعا می توانند به درآمد خوبی برسند یا خیر.

اگر تا به امروز یک یا چند کسب و کار اینترنتی موفق لانچ کرده باشی دقیقا مراحلی که باید انجام دهی را می دانی و جالب اینجاست که این مراحل چیزی نیست که اکثر مردم تصورش را می کنند.

امروز می خواهیم با یک تست این موضوع را مشخص کنیم که آیا کسب و کارت موفق خواهد شد یا خیر.

بیا این سناریو را تصور کنیم.

داستان شهر مردگان

یک عصر عادی در حال رانندگی به سمت خانه هستی.

امروز عصر هم مانند هر عصر دیگری مردم مشغول زندگی عادی و روتین خود هستند.

در همین حال و هوا هستی که ناگهان صدای جیغ ترمز های ماشین سنگین کناری را می شنوی و بعد از آن دیگر هیچ چیزی را نمی بینی.

به کما فرو می روی.

بعد از چند روز آرام چشم هایت را باز می کنی و خودت را روی یک تخت بیمارستان متروکه ایی، تنها میابی.

به زحمت خودت را به راهرو بیمارستان می رسانی تا شاید کسی را پیدا کنی و از اوضاع جسمی ات آگاهی پیدا کنی. هیچ کس آنجا نیست.

به اتاقت بر می گردی. کنار پنجره اتاق یادداشتی را پیدا می کنی.

کسی که یادداشت را برایت نوشته است اوضاع را اینگونه شرح میدهد:

بیماری کشنده ای در سطح شهر پخش شده است و تو هم به آن مبتلا شده ای. شش ماه فرصت داری تا واکسن بیماری ات را تهیه کنی تا جان سالم بدر ببری. واکسن دست یک آدم پولکی دندان گردی است که فقط به پول اهمیت می دهد.

باید به او ۴۰ میلیون تومان پرداخت کنی تا واکسن را به تو بدهد.

سعی نکن بدون پول پیشش بروی چون نتیجه یک گوله سربی وسط پیشانی ات خواهد بود.

تو به اندازه ۶ ماه در بیمارستان آب و غذا داری. کنار تخت یک لپ تاپ با اینترنت پر سرعت است.

سعی کن تا ۶ ماه آینده با توجه به استعداد و تخصصت یک کسب و کار اینترنتی را راه اندازی کنی و ۴۰ میلیون پول واکسنت را بدست بیاوری.

من یک هاست و دامنه برای تو خریدم. تنها کاری که باید انجام دهی این است که آن را به درآمد برسانی.

پی نوشت: مردم این شهر تغییر کرده اند…تا به آن ها کمک نکنی و چیز با ارزشی را ارائه ندهی یک ریال هم به تو پول نخواهند داد.

حالا سوال اینجاست:

زنده می مانی یا میمیری؟

می دانی ۶ ماه فرصت زیادی نیست و با انجام یک قدم اشتباه کل کسب و کارت از بین می رود.

اولین و مهمترین قدمی که بر می داری چیست؟

 

پاسخ آزمون:

قبل از اینکه پاسخ را بگویم بیا یک نگاهی به برخی از پاسخ ها بیاندازیم.

 

پاسخ های ارسالی #۱:

خوب فکر میکنم که چه توانایی و استعدادی دارم که اگر آنرا به مردم آموزش بدهم زندگی آنها را بهتر میکنم.
یک محصول درست میکنم و شروع میکنم به بازاریابی….

 

قطعا این طرز فکر به شکست منجرب می شود. چرا؟

چون در زمان کم به تنها چیزی که نیاز داری یک مسیر درست و از آن مهمتر الویت بندی درست است. بازاریابی یعنی مجموعه از تکنیک هایی که مشخص نیست در چه شرایطی چه جوابی می دهند و استفاده از این فرمول یعنی ماه ها و سال ها سعی و خطا ( خواندن این مقاله پیشنهاد می شود )

 

پاسخ های ارسالی #۲:

سوالی که ذهن منو مشغول کرده اینه که محصولی مثل این واکسن تو این شرایط میتونه نیاز به تبلیغ نویسی داشته باشه!؟ اگه جواب مثبته! من که میرم سراغ اون آدم پولکی دندون گرد لعنتی و ازش ۴۰ میلیون میگیرم براش یه صفحه محصول تبلیغ نویسی میکنم! یا اصلا پیشنهاد شراکت تو سود فروش بهش میدم یا شاید بشه پا رو فراتر گذاشت و واکسنشو پیش فروش کرد

در این سوال به عمد از واکسن استفاده شده. دلیلش را می دانی؟

واکسن در دنیای واقعی همان آرزوی ماست که اغلب پول است. دغدغه بیشتر افراد در این سناریو واکسن یا همان پول است و همین موضوع باعث آشفتگی فکر و کاهش عملکرد می شود.

به پاسخ نگاه عمیق تری بیاندازیم….هیچ راه حلی درباره مهمترین قدم کسب و کار در آن وجود ندارد.

اکثر مردم زمانی که پای پول به میان می آید ( مخصوصا در زمان محدود‌ ) سریع دنبال یک میانبر می روند و نکته اینجاست که کسب و کار واقعی میانبر ندارد.

درسته این کامنت در برخی از قسمت هایش جنبه شوخی دارد اما چیزی که ما می نویسیم دقیقا از ضمیر ناخودآگاه ما می آید و حتی در وهله اول به هیچ عنوان کنترلی روی معانی پشت پرده آن نداریم. نکته پنهان این کامنت در نبود علاقه به حوزه کسب و کار است.

 

پاسخ های ارسالی #۳:

بزرگ ترین مشکل مردم این شهر تهیه واکسن است

پس با ارزشترین چیز نیز برای آنها بدست آوردن واکسن است

و همچنین مشکل من هم تهیه واکسن است

 

خیلی واضح می توان در این کامنت دید که نویسنده ۶ ماه از زندگی خودش را در بدترین شرایط خواهد گذراند.

زمانی که این فرد بخواهد کسب و کار اینترنتی اش را راه اندازی کند علاقه و استعداد خود را فراموش می کند و سریع می رود سراغ داغ ترین موضوعی که بین مردم رایج شده است.

اگر افرادی در گوشه کنار این شهر هنوز زنده باشند و شرایط مساوی با این نفر داشته باشند احتمالا آن ها هم همین کار را خواهند کرد و در نتیجه ۶ ماه از زندگی در عذاب و تنش سپری خواهد شد و در آخر هم نمی دانیم چه کسی برنده این بازی می شود.

 

پاسخ های ارسالی #۴:

سلام
تو اینترنت راجع به این بیماری سرچ میکنم که اصلا این بیماری چی هست و در مورد راههای پیشگیری از این بیماری تحقیق میکنم و با تولید محصولی به مردم یاد میدم که چه جوری از این بیماری پیشگیری کنن

چیزی که مشخص است آنقدر ترس از آن اتفاق قوی می شود که کسب و کار را فراموش می کند و دنبال درمان می گردد دریغ از اینکه زمان بسیار کم است.

در دنیای واقعی نویسنده احتمالا اینگونه عمل می کند:

زمانی که به طول مثال تصمیم می گیرد ۴۰ میلیون تومان برای خرید چیزی بدست بیاورد به جای اینکه سعی کند با تغییر کسب و کار به فکر درآمد های خیلی بیشتر باشد…سعی در پس انداز کردن پول می کند. اما حقیقت این است که زمان کم است.

اگر با تمام توان هم سعی در پس انداز کردن پول کنی..شرایط اقتصادی و اتفاقات باعث بی ارزش شدن مقدار پس انداز می شود و در نهایت احتمال رسیدن به آن پول را در شش ماه غیر ممکن می کند.

 

 

پاسخ های ارسالی #۵:

از تنها بودن توی یک متروکه می ترسم ، پس اولین قدم گریه کردن هستش …
بعد کاری که بهش خیلی علاقه و نسبتا استعداد دارم رو انجام می دهم (چون تا مرز مرگ پیش رفتم و قرنطینه شدم دیگه اونموقع خیلی چیزها(شان و جایگاه) اون اهمیت قبل رو نداره و به خاطر شرایطی که دارم کسی با انجام کار دلخواهم پشت چشم نازک نمی کنه که در شان من نباشه که در صورت انجام دادنش احساس کنم ادم سرکش و بی ملاحظه ایم )
کار مورد علاقه ام رو روی سایت می گذارم اگر استقبال شد از این راه مشکلم را حل می کنم .
( البته این راه با فاکتور گرفتن خانواده ، برای خرید واکسن از اون ادم پولکی هستش )

نکته بسیار جالب درباره این کامنت در این است که نویسنده دقیقا می داند از زندگی چه چیزی می خواهد اما فاکتورهای هولناکی برای موفق نشدن دارد. ۱- قضاوت مردم ۲- خانواده

 

اینکه بخواهی شخص دیگری باشی به معنای ضایع کردن آن شخصی است که الان هستی

 

حقیقت داستان این است:

مادامی که در جهت عشق و علاقه ات حرکت نکنی اتفاقات روزمره دایما تو را از اهداف و آرزو هایت دور تر می کنند. شاید بتوانی با تلاش زیاد بعد از مدت ها به نتیجه برسی اما در طول مسیر صرفا رنجیده و آزرده می شوی و همیشه در حسرت روزهای گذشته باقی خواهی ماند.

به نظر شخصی من زمانی ماجرا تلخ تر می شود که بفهمی می توانستی خیلی راحت تر و لذت بخش تر با کاری که عاشقش بودی به اهداف و درآمدت برسی.

یکی از دلایلی که درس های اول لانچر مربوط به انتخاب حوزه بر اساس ژنتیک است همین موضوع است. چون در هر صورت چه عاشق کارت باشی و چه نباشی باید یک سری فرایند و پروسه را طی کنی پس چقدر بهتر است که این مسیر لذتبخش باشد.

 

اما برسیم به پاسخ سوال:

مهمترین کاری که باید انجام دهی این است که در حوزه ای که دوست داری لیست ایمیلی بسازی چون اگر این کار را انجام ندهی هیچ وقت در این مدت کم نمی توانی به درآمد برسی و هر چقدر هم که محتوای عالی تولید کنی کسی تو را یادش نمی ماند. تو باید به وسیله جمع کردن ایمیل آن ها و ایجاد ارتباط قوی و دوستانه آن ها را از غریبه به مشتری تبدیل کنی.

مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی
۵ اشتباه جبران ناپذیر هنگام تولید محصول که باعث شک... جای هیچ شک و تردیدی باقی نیست که اگر محصول آموزش خوبی تولید کنی می توانی علاوه بر بدست آوردن فروش خوب، اعتبار و شهرت نیز بدست بیاوری. اما اینکه...
اگر در انتخاب ایده نیاز به راهنمایی داری آنوقت این... درسته انتخاب ایده اولین قدم برای شروع کسب و کار است اما با این حال خیلی ها در این مرحله همچنان گیر دارند. به همین خاطر سعی کردم هر چیزی که برای انتخاب...
مشاوره تلفنی قسمت چهارم: اشتباه وحشتناکی که آینده ... اپیزود چهارم از مشاوره تلفنی های کسب و کار اینترنتی. آیا آینده ایده ای که داری پردرآمد است یا صرفا داری وقتت را می کشی؟ راه حل ساده ای که در این...
مشاوره تلفنی قسمت سوم: انتخاب بازار هدف... اپیزود سوم از مشاوره تلفنی های کسب و کار اینترنتی. چطور بازار هدف مان را انتخاب کنیم که کسب و کار درستی بر اساس آن ساخته شود چرا که در آخر روز همین...
22 پاسخ
  1. حامد
    حامد گفته:

    عجب چالشی! استاد سوالی که ذهن منو مشغول کرده اینه که محصولی مثل این واکسن تو این شرایط میتونه نیاز به تبلیغ نویسی داشته باشه!؟ اگه جواب مثبته! من که میرم سراغ اون آدم پولکی دندون گرد لعنتی و ازش ۴۰ میلیون میگیرم براش یه صفحه محصول تبلیغ نویسی میکنم! یا اصلا پیشنهاد شراکت تو سود فروش بهش میدم یا شاید بشه پا رو فراتر گذاشت و واکسنشو پیش فروش کرد!

    پاسخ
  2. حسین علی پور
    حسین علی پور گفته:

    سلام من که می گردم یک مشکل از خودم را پیدا می کنم و با خواندن یک کتاب حلش می کنم و در اپارات میزارم و قبلش در اپارات اعلام می کنم که تصمیم به حل مشکلم گرفته ام و تستی در سایتم قرار می دهم و شدت مشکلم را در ابتدای کار قرار می دهم و نتیجه و حل مشکل را بعد از دو سه ماه در اپارات اعلام می کنم و از سایت های خارجی پیشنهاد رد نشدنی برمی دارم و در قسمت تست قرار می دهم و مشتری جمع می کنم و در صفحه اصلی و نیز فیلم ارسالی می گویم که سوالات نظرات پیشنهادات و نقد را در قسمت تماس با ما سایت یا در پاسخ همین ایمیل ارسال کنند و در طول این شش ماه محصول را هم تولید می کنم یعنی کتاب را تبدیل به محصول دانلودی می کنم و طبق خواسته اکثر مشتریان یعنی ۷۰ درصدشان محصول می سازم و تبلیغ نویسی درست می کنم و فانل هم می سازم و تبلیغ نویسی خیلی مهم است.

    پاسخ
  3. زهرا رزم آزما
    زهرا رزم آزما گفته:

    سلام و خسته نباشید، طرح جالبی رو ارائه دادید ، آدم یهو میخکوب میشه که برای زنده مونم چه کار باید بکنم تا چهل میلیون رو بدست بیارم ؟ فکر می کنم باید نگا کنم
    ۱٫ مردم اون شهر چی میخوان «چه آرزویی دارن؟ یا چه مشکلی دارن ؟ یا…. »
    ۲٫ من میتونم برای خواست مردم یا حل اون مشکل چیکار کنم که بتونم از طریق ارائه راه حل مشکل مردم و خودم را با هم حل کنم؟؟
    ۳٫ پیدا کردن راه حل و ارائه راه حل و دریافت مزد ارائه راه حل
    ۴٫ نجات من
    «حل یک مشکل مردم = حل مشکل مالی من»

    پاسخ
  4. بهنام
    بهنام گفته:

    سلام

    بزرگ ترین مشکل مردم این شهر تهیه واکسن است

    پس با ارزشترین چیز نیز برای آنها بدست آوردن واکسن است

    و همچنین مشکل من هم تهیه واکسن است
    پس من تلاش می‌کنم تا با آزمون و خطا و به صورت چالشی راه و روشی برای بدست آوردن و حتی ساختن اون واکسن پیداکنم و بعد اون رو تبدیل به محصول کنم و با کمترین قیمت ممکن به مردم اون شهر بفروشم و اینجوری هم مشکل خودم و وهم دیگران رو حل کنم.

    پاسخ
  5. سارا
    سارا گفته:

    سلام
    تو اینترنت راجع به این بیماری سرچ میکنم که اصلا این بیماری چی هست و در مورد راههای پیشگیری از این بیماری تحقیق میکنم و با تولید محصولی به مردم یاد میدم که چه جوری از این بیماری پیشگیری کنن

    پاسخ
  6. عاطفه
    عاطفه گفته:

    سلام استاد عزیزم
    اولین کاری که میکنم درمورد کاری که بیشترین علاقه و تخصص رو در اون زمینه دارم سایت راه اندازی میکنم

    پاسخ
    • حامد
      حامد گفته:

      اینم میتونه گزینه خوبی باشه، شاید اصلا واکسنو مریضی و… نکته انحرافی داستان باشه! ولی بعید میدونم کسی تو این شرایط که همه با مرگ دست و پنجه نرم میکنن به چیزی بجز درمانش فکر بکنه، شاید باید امید به زندگی و تجربه زندگی با سلامتی رو به مردم برگردوند! ولی در کل اینکه اولین و مهمترین قدمی که برمیداریم چیه خیلی مهمه!! استاد دیگه فک کنم کامنتا کامل شده مارو از این سردرگمی دربیارید ؛-)

      پاسخ
  7. o0o0o
    o0o0o گفته:

    از تنها بودن توی یک متروکه می ترسم ، پس اولین قدم گریه کردن هستش …
    بعد کاری که بهش خیلی علاقه و نسبتا استعداد دارم رو انجام می دهم (چون تا مرز مرگ پیش رفتم و قرنطینه شدم دیگه اونموقع خیلی چیزها(شان و جایگاه) اون اهمیت قبل رو نداره و به خاطر شرایطی که دارم کسی با انجام کار دلخواهم پشت چشم نازک نمی کنه که در شان من نباشه که در صورت انجام دادنش احساس کنم ادم سرکش و بی ملاحظه ایم )
    کار مورد علاقه ام رو روی سایت می گذارم اگر استقبال شد از این راه مشکلم را حل می کنم .
    ( البته این راه با فاکتور گرفتن خانواده ، برای خرید واکسن از اون ادم پولکی هستش )

    پاسخ
    • o0o0o
      o0o0o گفته:

      لازم دونستم که جمله ی اخرم رو اصلاح کنم ، منظورم این بود که زمانی ازاین راه برای حل این مشکل مالی اقدام می کنم که حمایت و کمک مالی توسط خانوادم رو فاکتور بگیرم . چون مطمعنم خانواده ام این زندگی دوباره روتحت هیچ شرایطی از من دریغ نمی کنن . واکسن رو می خرن و حتما میان پیشم :-))

      پاسخ
  8. زهرا
    زهرا گفته:

    این دقیقا همون زوری هست که باید بالای سر من باشه تا به کار هام برسم.
    یعنی وقتی زوری بالای سرم باشه، حاضرم هزاران کار کنم
    اما امان از اینکه، بخوام بدون اعمال نیروی دیگه کاری کنم
    بسیار سخت موفق میشم.

    پاسخ
  9. مهرشاد
    مهرشاد گفته:

    مهندس عزیز پاسخ شما بدون شک بی نظیر بود.
    استارت اپی دارم که با توجه به مخاطبان من که میتوانند خانم های میانسال هم باشند سیستم ثبت نام سایت را بر اساس شماره همراه کردم چون مطمئنم خیلی از افراد سن بالا دارای ایمیل نیستن.اما در بخش های مختلف سایت پیشنهاد ویژه برای دریافت گزاشتم و خیلی از مراحل با توجه به تجربه فوق العاده شما آیا این ریسک را کنم که ثبت نام با ایمیل باشد و یا این که به تجربه کاربری و راحت بودن پروسه ثبتن نام فکر کنم و نام کاربری بر اساس شماره همراه شخص باشد ؟

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سلام مهرشاد عزیز
      سپاسگزارم
      اگر App هست می توانی شماره تلفن بخواهی ولی اگر وبسایت است احتمالا نه…چون در خواست شماره تلفن بسیار احساس ناامنی زیادی را به مخاطب می دهد. 🙂

      پاسخ
  10. حامد
    حامد گفته:

    سلام استاد مرسی از آنالیزی که روی کامنتم داشتید، حق با شماست هیچ راه حلی به ذهنم نرسید 🙁 معما چون حل شود آسان شود، خیلی وقتا چیزای خیلی ساده رو انقدر پیچیده میکنیم که دیگه نمیتونیم حلش کنیم!
    مثل اون معمای معروف کشیدن مربع با سه خط 🙂
    ولی در کل چالش بسیار جذابی بود، اگه امکانش بود بازم داشته باشیم از اینا، البته به همراه جایزه برای برنده ؛-)

    پاسخ
  11. محمدحسین رزمجو
    محمدحسین رزمجو گفته:

    سلام استاد
    چالش فوق هیجان انگیزی بود.
    اما یک سوال؟

    اگر در حوزه کسب و کارمان تخصص خاصی نداشته باشیم و با خواندن چند کتاب به تازگی در حوزه مان فعالیت کنیم. باز هم لیست ایمیلی راه گشا خواهد بود؟

    مردم در وهله اول فقط به دنبال نتیجه هستند و دوره هایی را رفته اند یا کتاب هایی را خوانده اند که اصلا از آنها راضی نبوده اند،
    حال تصور کنید ما هم دقیقا از همان اطلاعات اولین مقالات و محتوا های خود را تولید کنیم.
    و مشکل بزرگ تر اینکه توان خواندن مطالب جدید حوزه خودمان از منابع خارجی(زبان انگیسی) نداشته باشیم تا محتوای تکراری ارائه ندهیم

    حال چطور از دید چنین افرادی سنجیده میشویم؟!

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *