شکست کسب و کار

این دلیل نه تنها مانع رشد کسب و کار می شود بلکه شکستت را نیز تضمین می کند

مردم دوست دارند پولدار شوند تا بتوانند در زندگی رفاه و آزادی را تجربه کنند.

در به در دنبال پول از یک خیابان به خیابان دیگر…از یک شرکت به شرکت دیگر….از یک ایده به ایده دیگر می روند تا شاید بتوانند روزی ثروتمند شوند.

در طی همین چند سال اخیر با ده ها شرکت بزرگ و هزاران دانشجو کار کردم و متوجه حقیقت انکار ناپذیری شدم که به ظاهر تلخ است:

فقیر ها فقیر تر می شوند…پولدار ها پولدارتر

قبل از اینکه بری سراغ خدا و بگویی “حکمتت رو بنازم خدا” یا “من چه گناهی داشتم” ادامه مطلب را با ذهن باز بخوان.

داستان از این قرار است که اگر تو آن نتیجه ای که می خواهی بدست بیاوری را نتوانی حس کنی ( حتی برای چند دقیقه ) احتمال اینکه به آن نتیجه برسی بسیار پایین است.

این سناریو را تصور کن.

اکثر مردم می خواهند پولدار شوند تا در زندگی آزادی مالی را تجربه کنند.

یعنی به هر جایی که میخواهند سفر کنند…هر چیزی را که می خواهند بخرند بدون اینکه به اتیکت قیمتش نگاه کنند و…

این چیزی است که مردم می خواهند و اما کاری که هر روز انجام می دهند:

صبح تا عصر خودشان را در سلول های عمومی زندانی به نام شرکت حبس می کنند و عصر تا صبح بعد را در سلول های انفرادی زندان اجاره ای خانه شان.

رشد کسب و کار

سال تا سال نه سفر می کنند و نه آن طور که باید می توانند خرج کنند.

همین مردم آرزوهای بزرگی دارند اما چون نمی توانند آن ها را تجربه کنند سعی می کنند آرزوهای بزرگ شان را با آرزو های کوچک تر جایگزین کنند.

و آنقدر آرزوهایشان را کوچک می کنند تا یک روز صبح از تخت شان بلند می شوند و احساس می کنند مرده اند.

یک روز صبح فراموش می کنند لبخندشان چه شکلی بوده است…فراموش می کنند دوست داشتنی هستند…فراموش می کنند زنده هستند…

دقیقا مانند یک زندانی

یک زندانی وقتی اولین بار وارد زندان می شود حالش از در و دیوارهای زندان که مملو از چرک و غم است, بهم می خورد.

اما چند سالی که در زندان بماند نه تنها به همین در و دیوار ها عادت می کند بلکه آن ها را جزی از زندگی خودش می پندارد.

جای تعجب هم نیست چرا افرادی که بعد از ۱۰ سال از زندان آزاد می شوند دوست دارند سریع به زندان برگردند.

 

اما وقتی که نخواهی برای رسیدن به آرزوهای بزرگ بجنگی مجبور می شوی آن ها را با آرزوهای کوچک و ناچیز جایگزین کنی

این سناریو را تصور کن

پسری از یک دختر زیبا خوشش می‌آید و دوست دارد با او ازدواج کند.

سربازی می رود و بعد از دنبال کار می گردد.

در نهایت به استخدام یک شرکت با حقوق مثلا یک, یک و نیم میلیون در می آید.

بعد از مدتی پیش خودش حساب می کند اگر بخواهد یک خانه خیلی معمولی را هم اجرا کند باید بتواند ۵۰ میلیون پول پیش بدهد و حداقل یک میلیون تومان هم اجاره.

برای خرید بی کیفیت ترین ماشین هم باید حداقل ۲۴ میلیون تومان داشته باشد.

اگر این پسر داستان ما حتی نخواهد مراسم عروسی را هم برگزار کند باید در مجموع کم کم ۷۴ میلیون تومان پول داشته باشد.

یعنی اگر بطور معجزه آسی ۷۴ ماه نه غذا بخورد و نه کرایه تاکسی بدهد می تواند ازدواج کند ( در صورتی که قیمت هیچ چیز در این ۷۴ ماه تغییر نکند )

۷۴ ماه تقریبا شش سال و خورده ای می شود.

و نکته جالب اینجاست که در ایران تقریبا هر سال قیمت تمام اجناس دو برابر می شود. (البته امسال کمی پیشرفت داشتیم و قیمت ها ۳ برابر شد)

 

همین پسر داستان ما خیلی راحت می تواند متوجه شود که با این شرایط با قید ازدواج با آن دختر را بزند.

دو راه بیشتر ندارد:

۱-تسلیم شود و بگوید امکان ندارد موفق شوم که در این حالت رویا ازدواجش تبدیل می شود به یک رابطه خشک و بی روح یک طرفه با مانیتور و وی پی ان و چند تا دستمال کاغذی.

۲-بفهمد که باید یک سری چیزها را تغییر دهد و به هیچ وجه تسلیم شرایط نشود.

البته عموم مردم در دسته اول قرار می گیرند اما من فقط دنبال دسته دوم هستم افرادی که تسلیم نمی شوند.

اطمینان دارم جز دسته دومی ها هستی و گرنه تا الان اینجا نبودی.

خیلی خب اولین چیزی که باید بدانی است که چرا پولدار ها پولدارتر می شوند و فقیر ها فقیرتر؟

تصوور کنیم تو یک محصول عالی را تولید کردی. ( این محصول به خودی خود هیچ درآمدی برای تو نخواهد داشت )

لازم است که آن را به مخاطبین درست نشان دهی و آن ها را متوجه کنی که چرا این محصول فوق العاده است که انجام این کار با فانل های فروش مثل آب خوردن است.

تا اینجا تو یک محصول عالی داری. فانل ها اتوماتیک فروشی داری که می تواند هر غریبه ای را تبدیل به مشتری کند. یک چیز هنوز کم است.

آوردن غریبه ها (‌بازدید کننده ها)‌به سایت.

برای این کار دو راه بیشتر وجود ندارد :‌

  1. تبلیغات پولی
  2. تولید محتوا

اگر بخواهی از تبلیغات پولی استفاده کنی ( که نتیچه بسیار سریع تری را دارند ) خیلی راحت می توانی میلیون ها تومان در همان یکی و دو ماه اول بدست بیاوری.

شخصی که پولدار است خیلی راحت می تواند با این روش پولدار تر هم شود ( مثل بیشتر مشتریان شرکتی من که بودجه ها نسبتا زیادی را برای این کار کنار می گذارند ). جالب است بدانی دیجی کالا بیشترین هزینه را در این زمینه نسب به هر شرکت دیگری در ایران می کند.

اما افرادی که کم درآمد هستند انجام این کار برایشان ریسکی است (‌البته از دیدگاه خودشان فقط ) به همین خاطر ترجیح می دهند از روش دوم استفاده کنند یعنی تولید محتوا.

کسی که این روش را انتخاب می کند باید بداند این روش در بلند مدت جواب می دهد. به طور متوسط یک سال زمان می برد.

اما اگر در محتوای خیلی خوبی را تولید کند ( هر روز ) می تواند این زمان را تا شش ماه کم کند.

اما اتفاقی که در عمل می افتد این است که فردی که کم درآمد است سریع می خواهد پولدار شود و همین موضوع باعث می شود این مدت زمان را صبر نکند تا نتیجه را ببیند و از طرفی هم اطرافیان به او فشار می آرودند که این مسخره بازی ها چیست که دنبالش رفتی.

البته اطرافیان هم حق دارند چون نه خودشان این مسیر را رفته اند و احتمالا نه درآمد خوبی دارند.

و چون دوام آوردن تحت این شرایط کمی سخت است اکثر افراد کم می آورند و اینجا تسلیم می شوند.

اما اگر کسی در این شرایط کر باشد موفقیتش تضمین شده است.

30 پاسخ
  1. حامد
    حامد گفته:

    بله استاد دقیقا همینطوره و امان از اطرافیان و باورهای پوسیده بعضیا!!
    من فکر میکنم یه مشکل دیگه ای که وجود داره بحث باورهای انسان هستش که عموم مردم در این زمینه بسیار ضعیف هستن و جرأت داشتن رویاهای بزرگ رو حتی فقط در ذهنشون هم ندارن، و ذهن و فکر و باور و ما عادت کرده به اعداد و ارقامی مثل یک میلیون، یک و نیم میلیون تومن در ماه که تا اونم شاید برای خیلی ها رویای دست نیافتنی باشه 🙁 و اصلا نمیتونیم بپذیریم که در یک ماه میشه مثلا ۱۰ میلیون تومن هم درآمد داشت (واقعا میشه!؟ خودمم شک دارم ؛-)….) و وقتی حرف از کسب و کار اینترنتی میشه که دیگه هیچی، نخندن بهمون جای شکر داره،
    البته جای تقدیر و تشکر داره اختلاسگران عزیزمون در زمینه بالا بردن سقف ذهنی مردم واقعا از هیچ تلاشی دریغ نکردن ؛-) الان دیگه همه جا صحبت از چند هزار میلیارده

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      حامد عزیز و دوست داشتنی
      جای تعجب داره اگر روزی بری بیرون و از ببینی ۹۸٪ مردم افسرده و فاز ناله نیستند. چون اگر غیر از این بود جامعه این شکلی نبود.
      با یک میلیون فقط می توان زنده ماند. پایین ترین سطح هرم مازلو.
      تا به حال دقت کردی چرا یک راننده اسنپ یا یک راننده کامیون یا یک رفتگر هیچگاه در زندگی به درآمد نمی رسند؟ چون در همان سطح فقط فکر می کنند چطور زنده بمانند!
      برای زندگی کردن حداقل به ماهی ۱۰ میلیون نیاز داری.
      عموم مردم فکر می کنند اگر ۱۰ میلیون در ماه خرج تفریح کنند دیوانه هستند جای تعجب هم نیست چرا پولدار نمی شوند چون هیچ دلیلی برای داشتن ۱۰ میلیون ندارند
      نهایتا می گویند می خواهیم به یک زخم زندگی بزنیم.
      کسی که برای پوشاندن زخم ها زندگی تلاش می کند همان نهایتا در سطح یک میلیون در ماه باقی می ماند چرا که الگوی فکری داغونی دارد.
      ماه پیش برای یک سالن زیبایی با بودجه ۱۵ میلیون کار تبلیغاتی انجام شد که ۱۱ تا عروس گرفته که در مجموعه ۸۹ میلیون سود خالص براشون باقی ماند.
      من پیشنهاد می کنم چند ماه بودجه تفریحتو بی نهایت زیاد بالا ببر تا لذت زندگی را احساس کنی از آن جا به بعد هیچ وقت سعی نمی کنی زیر ۱۰ تومن در بیاری حتی الگو فکری و درآمدی هم تغییر می کند
      🙂

      پاسخ
  2. زهرا رزم آزما
    زهرا رزم آزما گفته:

    سلام جناب صفوی ، مثل همیشه مقاله عالی بود، تبریک میگم بخاطر این هنر نویسندگی نوین . بنظرم بهترین کار برای اینکه بتونیم راه رو ادامه بدیم اینه که فقط باافراد صاحب نظر تبادل نظر کنیم ، کسانی که اطلاعات و آگاهی در زمینهای ندارند نظرات مثبتی ندارند یا نظرات اونها به ما کمکی نمیکنه ، بنظرم حتی افراد خانواده در این زمینه در صورتی که میدونی با نظراتشون دارن از مسیر متوقفت میکنن نباید بدونن. من خودم تو شرایط اقتصادی بدی هستم ولی تصمیم گرفتم حالا که دارم شروع میکنم ابدا کسی تا نتیجه چیزی ندونه ، به دو دلیل ، دلیل اول اینکه دونستن این افراد بجز موج منفی و نا امید کردن و در نهایت متوقف کردنم تاثیر دیگه ای نداره دلیل دوم اینکه در این زمینه هیچ گونه اطلاعاتی ندارن و نمیتونن کمکم کنن و فقط دونستن اونها و پیگیری برای کسب نتیجه بهم استرس و ترس از عدم موفقیت وارد میکنه در حالی که اگه خودم به تنهایی بدونم و اونجوری که باید ، کارمو پیش ببرم موفقیت زبان بلندی داره که صداش به گوش همه خواهد رسید ، سکوت و آرامش و تلاش تو این کار بنظرم مهمتر از هر چیز دیگه ای هست. موفق باشید و پایدار

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      زهرا رزم آزما عزیز
      به نکات فوق العاده خوبی اشاره کردی که مقاله را کامل تر کرد.
      سپاسگزارم و اطمینان دارم با پشتکاری که داری جز موفقیت سرنوشت دیگری در انتظارت نیست

      پاسخ
  3. مهدی مزرعه
    مهدی مزرعه گفته:

    سلام حسین عزیز
    دوره ای را شرکت کردم در مورد قدرت باور ذهنی ، قسمتی از این دوره جالب بود
    استاد توضیح میداد اگر یک شخص را از کودکی به این باور برسونید که ۱۰ میلیون تومان خیلی ساده بدست میاد اون شخص خیلی راحت به این پول میرسه و در ادامه توضیح داد : باوری که به وسیله ی رسانه ، جامعه و سیاستمدارها به مردم داده شده درامد ۱ میلیون تا ۲ میلیون تومان هست و این باور به ذهن مردم تزریق شده که بیشتر از ۲ میلیون تومان در ماه سخت بدست میاد ، حرامه ، دزد ها اینطورین ، کافر میشی و از راه راست خارج میشی و هزاران ترس دیگه.

    دقیقا ترس های مردم را شناسایی کردن و از همین ترس ها برای تسلط بر مردم استفاده کردن

    پاسخ
    • س.سلطانی
      س.سلطانی گفته:

      در تایید حرف شما مثال هایی هست که برای اکثر ما ها اتفاق میفته ولی ما کاملا نسبت بهشون بی توجه هستیم . تاحالا شده هوس غذایی رو بکنید و به صورت اتفاقی مهمونی برید یا وارد خونه بشید و ببینید همون غذا رو درست کردن ؟ چون ذهن ما باور کرده که اگر گشنه باشیم به غذا میرسیم هیچ قت نگران این نیستیم که وای باید تلاش زیادی بکنیم و سختی زیادی متحمل بشیم تا بهش برسیم . درست مثل هوا اگر نباشه میمیریم ولی هیچ وقت نگران این نیستیم که هوا تموم بشه .

      پاسخ
  4. مهرداد
    مهرداد گفته:

    من یک پسر هستم و اتفاقا برنامه نویس هستم. تازه ده روز هم نمیشه که خدمتم رو تموم کردم دختری رو دوست دارم اما تن به استخدام در شرکت ندادم و دقیقا مثل حرف شما کسب و خودم رو استارت زدم تا بتونم خودم آیندمو بسارم.
    از محتوای بسیار عالیتون واقعا ممنونم.
    وقتی داشتم میخوندمش انگار قلبم داشت باهام حرف میزد

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      مهراد عزیز
      اگر من بخواهم جایی تو را معرفی کنم قطعا بجای اینکه یک برنامه نویس معرفی ات کنم می گویم یک انسان قوی که برای بهترین ها می جنگد.
      اطمینان دارم روزی داستان زندگی ات الهام بخش زندگی خیلی ها خواهد شد
      موفق و همیشه پیروز باشی

      پاسخ
  5. محمد رضا معاشرتی
    محمد رضا معاشرتی گفته:

    دقیقا همین است
    کسانیکه خود هیچ پیشرفتی در زندگی ندارند از دیدن سعی و تلاش دیگران خشنود نیستند و با مسخره کردن و دادن انرژی های منفی سعی در بیحاصل کردن تلاش های دیگران هستند.
    واقعا باید “کر” بود و آنها را نادیده گرفت.
    البته کمی صبر و تحمل نیز لازم است. تولید محتوای خوب قدری زمان بر است و صد البته بسیتر ثمربخش 😉

    پاسخ
  6. محمود رصافی
    محمود رصافی گفته:

    سلام جناب صفوی ممنون از مطالب مفید و کاربردیتون، من حدود ۵۰ سالمه بنظر شما سن محدودیت میاره یا بخاطر تجارب مختلف میتونه یه امتیاز باشه( برای کسب و کار اینترنتی)

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      محمود رصافی عزیز
      قبل از هر چیز باید تبریک بگویم وبرای کسب و کاری که می خواهید شروع کنید آرزوی موفقیت می کنم.
      حقیقت اینکه سن هیچ اهمیتی در کسب و کار ندارد. مهم آن ارزش و محتوایی است که در حوزه کسب وکارتان بوجود می آورید.
      تصور کنید می خواهید یک با پول تان یک ماشین بخرید. زمان انتخاب ماشین کدام یک از این سوال ها را از خودتان می پرسید:
      ۱-ببینم کدام فروشنده سن بهتری دارد…برم از او ماشین بخرم
      ۲-یا از خودتان می پرسید چه کسی ماشین بهتری با قیمت مناسب تر و با کیفیت تری به من پیشنهاد می کند؟
      طبیعتا پاسخ گزینه ۲ است

      پاسخ
  7. لیلا
    لیلا گفته:

    استاد چند وقتی بود اینجوری مقاله نداده بودین واقعااا عالی بود
    خصوصا این جمله : اگر آن نتیجه ای که می خواهی بدست بیاوری را نتوانی حس کنی احتمال اینکه به آن نتیجه برسی بسیار پایین است .
    یا نه تو حالت دیگه حس کنیم با انجام اون کار و شخصیتی که می طلبه به واسطه ی اون کار توش قرار بگیریم با اون جنس از آرامش و شادی که دنبالش هستیم در تناقض است و نتونیم ارتباط خوبی با کارمون برقرار کنیم . این الارم می گوید : اون کاری که باید انجام بدی این نیست … کاری که هم در طول مسیر و هم در انتهای مسیر لذت بخش و با طراوت باشه .

    تفاوت بین پولدارها و فقیرها این است که پولدارها می دونن که برای بدست آوردن هر چیزی، باید بسته به میزان ارزش آن ، بهایش را بپردازند و چون پولش را دارند به انجام این کار عادت کرده اند حالا چه برای خرید خانه ای لوکس و چه برای رشد کسب و کاری مثل دیجی کالا

    در ادامه صحبت شیرین دوستان اینکه ما اکثر مواقع با میزان توجه و ارتعاشی که به موضوعی داریم اون چیز وارد زندگیمون میشه . گاها برامون پیش اومده که مشغول انجام کارهای روزانه هستیم که یدفعه یاد دوستمون می افتیم و دلمون تنگ میشه (ذهنمون و حسمون هم ارتعاش با دوستمون میشه، بهش توجه کردیم) و میبینیم که همون روز یا نهایتا فرداش دوستمون خودش با ما تماس می گیره یا یه خبری ازش میشه و ما رو خوشحال می کنه . این بخاطر هم جهت بودن و هم ارتعاش شدن با توجه ما صورت می گیره دقیقا همین اتفاق هم واسه اون غذایی که هوس کردیم می افتد .با هوس کردن اون غذا بهش توجه کردیم ( میزان و شدت این توجه و ارتعاش هر چقدر بیشتر باشه اتفاق افتادنی تر میشه )
    اما برای اهداف بزرگتر مثل درآمد چند میلیونی باید باورهامونو تغییر بدیم مثلا پول دراوردن کار سختیه ، مگه پول علف خرسه ؟ ، ثروتمندان از راه دزدی به پول رسیدن ، ارث بهشون رسیده و …باید با تکرار زیاااد و توجه مثبت به اینکه پول راحت بدست میاد ، رفاه مالی چیز خوبیه ، ثروتمندان آدم های خوبی هستن ، با پول میشه به نیازمندان کمک کرد و با بخش کوچکی از ثروت زندگی خیلی هارو سروسامان داد و …باور های ذهنی رو عوض کنیم .
    دوباره می رسیم به همون جمله فوق العاده استاد که تقریبا اول نوشتم
    زمانی می تونیم چیزی رو حس کنیم و به احساس خوب یا بد برسیم که بهش توجه کنیم توجه از نوع صحبت کردن ، تصور کردن ، تجسم کردن ، مطالعه کردن (زندگی افراد موفق ) نوشتن اهداف با جزئیات و … فقط باید به چیزهایی که واقعا می خواهیم توجه مثبت کنیم و به حس خوب برسیم و …

    پاسخ
  8. مجتبی
    مجتبی گفته:

    نکته اصلی اونجاست که باید بخوایم که ارزش ایجاد کنیم،حالا چه تو بحث فروش و ثروت چه تو بحث جنبه های دیگه ایی از زندگی. باید بخوایم که محصولمون موثر باشه اگه هدف جهت برآورده کردن نیاز باشه یعنی من کسی باشم که تو این سبک کسب و کار بهترین خدمات رو ارائه بدم،طبیعتا رضایت مشتری خواهد بود و در ادامه بخاطر رضایت،فروش بالا نتیجه نهایی کاره.همونطور که تو سایت ایبی و آمازون بخاطر ریویوها فروش محصول بالا میره،چون کیفیت و قیمت مناسب خودبخود تبلیغ کار خواهد بود.
    وقتی این نوع نگاه وجود داشته باشه اتفاقات جوری رقم میخوره که بتونی ایدهایی داشته باشی تا محصولت رو به بهترین نحو و نوع کیفیت ارائه بدی.
    حالا خیلیا میگن چه محصولی ارائه بدیم!ایده ایی ندارم،چیکار کنم!
    ایده نداری چون تا حالاش نخواستی که داشته باشی باید تلاش کنی تو ذهنت تا ایده رو بوجود بیاری.
    اینهمه امکاناتی که ماداریم ازش استفاده میکنیم از قاشق و چنگال و کفش گرفته تا خونه و ماشین برحسب نیاز بشر بوجود اومده
    پیشنهاد من به دوستان اینه که حتما به سایت کیک استارتر یه سری بزنن تا ببینن هر روز چه مقدار ایده جدید واسه جذب سرمایه اولیه درخواست کمک دارن،این نوع نگاه در ساخت محصول اینترنتی هم نتیجه دهنده هست،با داشتن باورو دیدگاه درست و خلاق و راهنماییهای سازنده آقای صفوی با اطلاعات کاملی که ارائه میدن بی شک چیزی جز موفقیت انتظار نمیرود.

    پاسخ
  9. علی کریمی
    علی کریمی گفته:

    انگار بهانه گرفتن و غر زدن به یکی از عادات اصلی ما در زندگی و در تمامی شرایط تبدیل شده است.
    به نظر من سه اصل پایه و مهم در شروع هرچیزی چه یادگیری یک مهارت مثل زبان،چه یادگیری یک علم و چه شروع یک کسب و کار صبر،پایداری و تداوم هست که اکثر ما نداریم پس اگر کسی این سه اصل رو رعایت کنه پیروز این میدانه

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      علی کریمی عزیز
      بله غر زدن تبدیل به یک عادت بین مردم شده و همین هم است که اکثر مردم هیچ گاه در زندگی حتی نزدیک موفقیت هم نمی شوند.
      مرسی از کامنت عالی و نکته بینانه

      پاسخ
  10. هاشم
    هاشم گفته:

    سلام استاد واقعا فوق العاده بود
    انگار یک نفر حرفای دلمو زد. متاسفانه خیلی ها در گوش من میگن این مسخره بازی ها چیه ؟ ( کسب و کار اینترنتی ) اما من همچنان پر انرژی در حال انجام کارهام هستم و مطمئنم به موفقیت می رسم ،۶ ماه شروع کردم اما هنوز دلسرد نشدم.
    ممنون از این مقاله فوق العاده ای که نوشتین .

    پاسخ
  11. بهروز کریمی
    بهروز کریمی گفته:

    استاد عالی مثل همیشه
    فقط بخاطر اینکه اینقدر جذاب و خودمانی صحبت میکنی و در کنار اون محتواهای بسیار آموزنده ایی داری (حتی درد دل های خودمونی) سایت را دنبال میکنم.
    به نظرم تو هر کاری اعم از زندگی یا کسب و کار اگه دو چیز باشه موفقیم:
    اول پوست کلفت شدن در کار(همان کر بودن، تلاش و پشتکار در کار به میزان لازم)
    دوم شور و اشتیاق برای کاری که میخوایم انجام بدیم (خیلی ها فقط برای اسم و رسم یه کار و یا مقام اون کار و خیلی چیزای دیگه سراغ کارهای مختلف میروند و از دل و جان اون کار را دوست ندارند )
    هر کی تو هر کاری فقط این دو مورد را داشته باشه موفقیتش تضمینی.

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      بهروز کریمی عزیز
      خیلی ممنونم بابت این کامنت دوست داشتنی و انرژی بخش
      دقیقا به نکته عالی اشاره کردی …پوست کلفت بودن در کسب و کار یک نکته خیلی تاثیر گزار است که اکثرا به آن توجه نمی کنند
      زنده باشی

      پاسخ
  12. Mehdi
    Mehdi گفته:

    سلام استاد ، فوق العاده بود
    امید وارم ی روز بتونم مثل شما بنویسیم..
    واقعا لذت میبرم از سبک نوشتنون
    راستی یچیز دیگه.. امید وارم ی روز کتاب بنویسید چون میدونم خیلی خوندنی و مفید میشی..

    بعد چند وقتیه سایت مثل قبل فعال نیست
    دلیلش ساخت محصول هستش یا چی ؟

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *