ای کاش هایی که به خودمان بدهکاریم...

چقدر به خودت بدهکاری؟

گروهی می گویند باید نمیه پر لیوان را نگاه کرد و گروه دیگر می گویند نیمه خالی لیوان نیز وجود دارد.

اما حقیقت امر این است که لیوان و آبش هر دو با همدیگر معنا پیدا می کنند.

اگر نگاهی به زندگی مان بیاندازیم متوجه می شویم که مثل برق و باد گذشته است. انگار همین چند روز پیش بود که داشتیم برای رفتم به مدرسه آماده می شدیم.

تا به حال پیش آماده از خودت بپرسی:

چقدر به خودم بدهکارم؟

پاسخ این سوال می تواند زندگی مان را از اینجا به بعد به کل دگرگون کند.

  • آیا این زندگی است که همیشه آرزویش را داشتی؟
  • آیا این شغلی است که با تمام وجود عاشقش هستی؟
  • آیا این رابطه عاطفی است که همیشه تصورش را می کردی؟
  • آیا این بدنی است که همیشه در آرزوی بدست آوردنش بودی؟
  • و…

احتمالا پاسخ خیلی از این سوال ها “خیر” است. اشکالی ندارد بعضی وقت ها انقدر غرق در روزمرگی می شویم که فراموش می کنیم واقعا وجود داریم…فراموش می کنیم که آرزوهایی داشتیم که بدست فراموشی سپرده شده است.

کی به ما یاد داد آرزوهایمان را فراموش کنیم؟

۱۲ سال دوران مدرسه، ۴ سال دانشگاه و چند سال کارمندی. این ترکیبی است که می تواند شفاف ترین آرزوها را هم کدر کند.

از همان دوران کودکی به تو می گویند باید مدرسه بروی و نمرات خوبی بگیری بعد از آن از تو می خواهند در دانشگاه قبول شوی و بعدش سربازی و بعدش ازدواج و بعدش بچه دار شدن اما این وسط کسی از تو نمی پرسد آیا واقعا از زندگی لذت می بری؟

راستی چرا کسی هیچ وقت این سوال را نمی پرسد؟

حقیقت ماجرا این است که برای کسی مهم نیستی و اگر تصمیم نگیری به زندگی و کسب و کارت اهمیت بدهی بعد از مدتی احساس می کنی اصلا وجود نداری.

یک نگاهی به آمار افسردگی در ایران بیانداز!

  • از هر ۵ نفر ۱ نفر افسرده است.
  • از هر ۵ نفر ۳ نفر ناامید هستند.
  • از هر ۵ نفر ۴ نفر از کارشان ناراضی هستند.

تکان دهنده است، مگر نه؟

تصور می کنی اگر یک گزارشگر از جمعیت حاضر در این عکس سوال می کرد که چه برنامه ای برای کسب و کارتان دارید، چه پاسخی می دادند؟

ما هیچ برنامه ای نداریم لطفا دولت برای ما برنامه داشته باشد!

حقیقت این است که کارآفرین شدن یا نشدنت حتی برای خانواده ات مهم نیست چه برسد به دولت یا افراد دیگر.

شاید تعجب کنی و از خودت بپرسی آیا واقعا آینده کارآفرینی من برای خانواده ام مهم نیست؟ می دانم یکم شوکه شدی اما اجازه بده یک سوال بپرسم:

آخرین باری که یکی از اعضای خانواده ات ازت پرسید چرا کار کارمندی را ول نمی کی و دنبال رویاهایت نمی روی کی بود؟

تقریبا هیچوقت.

آیا واقعا دردناک نیست که در این میان خودمان هم به فکر خودمان نباشیم؟

اگر تصمیم داری زندگی ات را تغییر دهی پیشنهاد می کنم یک قلم و کاغذ بیاوری و بزرگ بنویسی لیست بدهی هایی که به خودم دارم و سپس به ترتیب بنویسی چه چیزهایی را واقعا با تمام وجود می خواهی.

قدم بعدی مشخص است. این لیست را در الویت زندگی ات قرار بده.

اما اگر کمی شجاع تر و مصمم تر هستی پیشنهاد می کنم در قسمت دیدگاه های همین پست بنویس تا هر وقت که سر زدی به یاد داشته باشی که به خودت بدهکاری هایی داری که باید تسویه شان کنی.

8 پاسخ
  1. حامد
    حامد گفته:

    من از یک بابت خیالم راحته هیچوقت به کاری نپرداختم که ازش لذت نبرم مخصوصا از کار برای دیگران به شدت فراری ام و همه رو از این مدل کار منع میکنم،
    ولی واقعیت اینه که منم مثل خیلی های دیگه خیلی زیاد به خودم بدهکارم اما باز از یه لحاظ وجدانم آسوده س (شاید کند، گاها حتی در مسیر اشتباه) اما همیشه سعی و تلاش خودمو کردم که از این بدهی کم کنم و خدا رو شکر حالا که با شما استاد و دوست عزیزم جناب صفوی آشنا شدم، وارد کلوپ و لانچر شدم از این بابت هم خیالم راحت شد که دیگه مسیر رو درست دارم پیش میرم،
    راستی مهمترین چیزی که الان به خودم بدهکارم یه دفتر کار با تجهیزاتی که خودم دوست دارم هستش و چند ساعت سکوت در روز

    پاسخ
  2. وحید
    وحید گفته:

    همیشه دانستن حقیقت تا پذیرفتن حقیقت فاصله داشته. اینکه شاید خیلیها این حقایق را بدانند؛ اما پذیرش اون یه چیز متفاوت هست.
    پذیرش یک مشکل است ما را برای حل آن به حرکت وا می دارد. اما توهم هایی که خیلیهامون از حقیقت باور داریم نمی ذاره که حقیقت ناب را درک کنیم و به حل مشکلات اون که ذاتش هست بپرداذیم.

    پاسخ
  3. سجاد تنها
    سجاد تنها گفته:

    سلام خدمت استاد صفوی
    من هر روز این واقعیت ها رو تو زندگی مرور میکنم ولی با خوندن این پست جدی به خودم اومدم ، اینکه عمرمون تو مدرسه و دانشگاه هدر شد بدهکاری که زیاده مقصر هم خودمم نه هیشکی دیگه ، دیر فهمیدیم استاد خیلی دیر ولی باز استاد صفوی با وجود شما از این به بعدشو میسازم خیلی مخلصیم

    پاسخ
  4. سجاد تنها
    سجاد تنها گفته:

    عالی بود سلام خدمت استاد صفوی
    من هر روز این واقعیت ها رو تو زندگی مرور میکنم ولی با خوندن این پست جدی به خودم اومدم ، اینکه عمرمون تو مدرسه و دانشگاه هدر شد بدهکاری که زیاده مقصر هم خودمم نه هیشکی دیگه ، دیر فهمیدیم استاد خیلی دیر ولی باز استاد صفوی با وجود شما از این به بعدشو میسازم خیلی مخلصیم

    پاسخ
  5. روناک
    روناک گفته:

    اگه بخوام جواب سوالایی که نوشتینو بدم باید بگم این زندگی نیست که میخواستم ولی دارم سعی میکنم بهش برسم از رشتم خوشم میاد و میدونم میتونم توش موفق باشم ولی درکل اره.اره بدهکارم ولی میتونم جبرانش کنم .من خیلی انگیزه دارم واسه زندگی

    پاسخ
  6. حانیه
    حانیه گفته:

    لیست بدهی هایی که به خودم دارم چندان کم نیست فقط امیدوارم از این تعداد بالاتر نره و با کاهش همراه باشه.
    مهم ترین چیزی که به خودم بدهکارم یه شادی بزرگه.یه شادی که تا مدت ها بهش فکر کنم و ناخودآگاه لبخند بزنم.
    به خودم اعتماد به نفس بدهکارم.
    به خودم محبت و عشق و دوست داشته شودنو بدهکار.
    به خودم متمرکز و هدفمند بودن بدهکارم.
    به خودم ورزش و آمادگی جسمانی بالا که امکان پذیر بودو بدهکارم.
    و در آخر
    به خودم بهترین خودم بودنو بدهکارم.

    معلمومه که خیلی چیزا به خودم بدهکارم.ولی می خوام از همین حالا شروع کنم.شروع کنم به کار کردن برای پرداختن بدهی هام.

    پاسخ
  7. دانیال
    دانیال گفته:

    به خودم بدهکارم …. به یک خوابیدن در چادر در بیرون از شهر با کمی آتش و چای… به یک فریاد از ته دل با صدای بلند…به یک رقص با موسیقی و صدای کر کننده… و به هزاران چیزی که بهانه ای برای نپرداختن آنها به خودم ندارم. چه بدهکار بدی بودم کاش این طلبکار کمی تند با من رفتار میکرد و از من شکایت می کرد تا بفهمم من واقعا می توانم همه ی این بدهی ها را بپردازم…

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *