آیا تو هم این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی؟

به احتمال ۹۹٪ بدون اینکه حتی متوجه باشی این اشتباهات فاحش را در تولید محتوا می کنی. اشتباهاتی که حتی با علاقه انجام می دهی.

اشتباهاتی که فقط باعث می شود با انرژی و اشتیاق وقتت را تلف کنی و حتی جالب تر از این که خیلی ها تشویقت می کنند این کار را انجام دهی.

آیا تا به حال فکر کردی که چرا واقعا تولید محتوا می کنی یا مقاله می نویسی؟

  • رتبه الکسا
  • سئو
  • مردم را جذب کنم
  • ترافیک سایتم بالاتر برود
  • سایتم پر بار تر شود

اگر یکی از این گزینه ها در ذهنت آمد باید بگویم در لیست ۹۹% افرادی هستی که این اشتباه فاحش را در تولید محتوا انجام می دهند. به نظرت به جای این همه کار بهتر نیست که تبلیغ کنی و ترافیکی که قرار است در ۶ ماه بدست بیاوری را یک شبه روی سایتت بیاوری؟

شاید بگویی خب پول تبلیغات زیاد می شود. اما مسئله پول نیست.

مسئله اینجاست که هدف از تولید محتوا، کنار هم قرار دادن یک مشت جمله نیست بلکه ساخت هزارتوی بسیار بزرگ است. هزارتویی که ذهن مخاطب را سحر می کند.

اکثر مردم به تولید محتوا فقط به چشم تولید محتوا نگاه می کنند اما تبلیغ نویسان بزرگ قبل از اینکه حتی سایتی تشکیل شود از مدت ها قبل طرح یک برگه فروش بزرگ را می ریزند و هر مقاله را تبدیل به قسمتی از یک برگه فروش بزرگ می کنند.

یک برگه فروش ۵۰۰ صفحه ای را تکه تکه کن و هر تکه را یک مقاله کن. این مقاله های دنبال دار بطور غیر مستقیم تبدیل به هزارتویی بزرگ می شوند که آهسته آهسته مخاطب را به سمت دکمه خرید نهایی می کشانند.

دکمه خریدی که در نگاه اول در هیچ کجای سایت وجود ندارد.

 

بگذار یک نمونه را با همدیگر بررسی کنیم. البته این یک نمونه سمی است و این سم حداقل در ۸۰% از اطرافیانت نفوذ کرده است.

بیا نگاهی به سیر تکاملی سریال های جم بیاندازیم.

سریال های اولیه درباره این بود که انسان ها نباید اسیر شرایطی باشند که در آن حضور دارند. بعد کم کم این دید را داد که اگر ازدواج ناموفقی داشتی می توانی شریک غیر رسمی دیگری در کنار خودت داشته باشی.

مردم در این زمان کمی گارد داشتند. دقیقا مثل زمانی که دکتر می خواهد آمپول را تزریق کند ( ثانیه اول یک درد کوچک دارد )

بعد از مدتی سریال ها جنس این را گرفت که اکثر ازدواج ها اشتباه هستند و از روی احساس لحظه ای اتفاق افتادند و هر کس باید دنبال عشق واقعی خودش بگردد.

بعد از آن داشتن فرزند نامشروع اکی شد و بعد از آن رها کردن این فرزند ( سریال هایی مانند در جستجوی پدر و …)

حالا اگر امروز زندگی مردم ایران را با چند سال پیش مقایس کنی متوجه تفاوت می شوی. چیزهایی که زمانی ارزش بود الان تبدیل شده به املی!

 

۹۹% مردم  بر این باورند که حداقل ضریب هوشی آن ها از ۵۰% مردم دنیا بیشتر است و تمام مردم دنیا اطمینان دارند که خاص هستند!

حتی خود من یا تویی که در حال خواندن این مقاله هستی، درسته؟

تولید محتوا

طبعتا می دانیم که امکان ندارد تمام مردم دنیا ضریب هوشی بالا تر از ۵۰% مردم دنیا داشته باشند! اما احساس خاص بودن، احساسی است که کسی نمی تواند آن را نادیده بگیرد.

به همین خاطر با توجه چیزی که از این مقاله متوجه شدی باید ۲ کار را قبل از اینکه حتی یک کلمه تولید محتوا کنی، انجام دهی.

  1. طوری تولید محتوا کن که انگاه فقط برای یک مخاطب خاص این کار را می کنی.
  2. هر مقاله باید بتواند ذهن مخاطب را از هر مرحله به مرحله بعدی هدایت کند.

 

گیمر ها تصور می کنند آزادانه می توانند در بازی تصمیم بگیرند و این در صورتی است که سازنده بازی از قبل تمام آزادی های گیمر را مشخص کرده است.

پس این بار که خواستی تولید محتوا کنی سعی کن هدفمند این کار را انجام دهی. اگر تجربه ای در این زمینه داری خوشحال می شوم در بخش دیدگاه های همین پست درمیان بگذاری.

 

مطالب پیشنهادی برای 5 دقیقه بعدی

۳ راه شگفت انگیز برای شکست خوردن در کسب و کار اینت... می دانی وحشتناک ترین اتفاقی که می تواند برای کسب و کار اینترنتی ات بیافتد چیست؟بنشینی پشت مانیتور کامپیوتر و هر روز تولید محتوا کنی اما کسی بهت تو...
ترس از شکست در کار داری؟ مگر الان موفقی!... بعید می دانم کسی آن بیرون باشد که از ثروت و موفقیت بدش بیاید.تقریبا همه مردم همیشه دنبال پیدا کردن راهی هستند که بتواند آن ها را به موفقیت برساند....
این دلیل نه تنها مانع رشد کسب و کار می شود بلکه شک... مردم دوست دارند پولدار شوند تا بتوانند در زندگی رفاه و آزادی را تجربه کنند.در به در دنبال پول از یک خیابان به خیابان دیگر...از یک شرکت به شرکت دیگ...
۵ اشتباه خجالت آور در ایمیل مارکتینگ که احتمالا ان... وقتی با هزار امید و آرزو لیست ایمیلی ات را بزرگ می کنی انتظار داری که بتوانی نتایج عالی از کسب و کارت بگیری.که البته غیر از این هم نباید باشد ...
3 پاسخ
  1. جعفری
    جعفری گفته:

    گیمر ها تصور می کنند آزادانه می توانند در بازی تصمیم بگیرند و این در صورتی است که سازنده بازی از قبل تمام آزادی های گیمر را مشخص کرده است.

    عالی بود
    یکی از اساتیدم در حوره بازاریابی قبلا این نکته رو بهم گفته بود
    در مذاکره فروش سوالت رو جوری طراحی کن و
    محصولت رو طوری بفروش که مشتری فکر کنه خرید محصول انتخاب خودش بوده و تو فروشنده نبودی

    یاد منو غذا افتادم که مشتری فکر میکنه خودش غذا رو انتخاب میکنه اما مدیر رستوران از قبل برای ما انتخاب کرده

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *